<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397</id><updated>2011-07-29T01:03:09.056+02:00</updated><title type='text'>فانوس</title><subtitle type='html'>در کویر تاریک رویا هایم به دنبال اثری از روشنائی ام</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://fanoos1.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>17</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-7615182895023158888</id><published>2010-08-29T15:19:00.007+02:00</published><updated>2010-08-29T17:38:02.682+02:00</updated><title type='text'>مساعی ها برای یک جنگ نا فرجام</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/THp-wK9kx3I/AAAAAAAAACc/X8E2HcGalZM/s1600/6a00e55188bf7a883400e55213155e8833-800wi.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px; height: 133px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/THp-wK9kx3I/AAAAAAAAACc/X8E2HcGalZM/s200/6a00e55188bf7a883400e55213155e8833-800wi.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5510856460082661234" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;جنگ در افغانستان همانند "غیرت افغانی" دارد به جاودانگی می رسد. سه دهه جنگ، هنوز هم جنگ و شاید دهه ها جنگ. همیشه منافعی وجود دارد تا دست ها را درگیر نماید. گاهی این منافع داخلی و منطقه ایی است و زمانی هم جهانی ولی همواره زندگی ها را نابود و انسان ها را به کام مرگ فرستاده است. از آوان شکل گیری این محدوده جغرافیایی و کسب نام اجباری "افغانستان"، این کشور همواره تحولات سیاسی شگرفی را به تجربه گرفته است و همیشه مهره هایی در درون آن زمینه های مداخلات خارجی را فراهم ساخته و سیاست های خودخواهانه و استبدادی آنان سبب بروز تنش های داخلی شده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;اگر به گذشته تاریخی یک نگاهی بیندازیم، افغانستان برای بار اول توسط شاهان مستبد و جاهل و شاهزادهگان عیاش به توب جنگ و باد استبداد بسته میشود و تجربه های تلخ برادر کشی شاهان و شاهزادگان را به تجربه می نیشیند که این کار زمینه مداخلات بیرونی را در داخل خاک افغانستان مساعد میسازد. جنگ و نزاع بخاطر تصاحب قدرت میان شاهزاده گان پشتون تبار از خوانواده احمدشاه و بعداً تیمورشاه آغاز گردیده و تا آخرین پادشاه متعصب افغانستان (محدظاهر شاه) ادامه می یابد.  ولی اکثراً این جدال ها تنها میان خوانواده شاهی و بر سر تصاحب قدرت باقی نمانده، بلکه احساس خودخواهی و تفکرات فاشیستی این شاهان مستبد، گوشه های از اوراق تاریخ افغانستان را با خون اقلیت های قومی در افغانستان رنگین نموده و حکایت از نسل کشی ها، کوچ اجباری و بی خانمان سازی، برده فروشی و صدها نوع چنایت های ضد بشری دیگر را می نماید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;در عرصه سیاسی داخلی افغانستان، همواره سیاست های خودکامگی قدرت مندان پشتون تبار افغانستان زمینه جنگ های داخلی را فراهم نموده و تراژیدی های الم ناکی از خود به جا گذاشته است. عمدترین قشر اسیب دیده از این تحولات همانا اقلیت های قومی و مذهبی هستند که  در طول تاریخ، بهای بسی سنگین سیاست های استبدادی زمامداران را به قیمت قتل عام ها و محرومیت از اندک ترین حقوق اجتماعی و انسانی شان پرداخته اند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;شکی نیست که جنگ های داخلی در افغانستان فقط و فقط به اراده مردم افغانستان صورت نگرفته، بلکه قسماً ناشی از احساسات خودخواهانه زمامداران مستبد و قسماً با مداخلات کشورهای خارجی مانند پاکشتان، ایران، چین، هند و روسیه بر مردم افغانستان تحمیل گردید است. مداخلات و اشغال افغانستان توسط شوری در قدم نخست و به تعقیب آن مداخلات پاکستان و ایران از طریق حمایه مالی و تسلیحاتی طرف های درگیر در جنگ های داخلی، افغانستان را به ویرانه ای مبدل ساخت. در نقطه اوج جنگ های تنظیمی در داخل افغانستان، سازمان استخبارات داخلی پاکستان رویای جدیدی برای آینده افغانستان در سر پروراند که به تأسیس و حمایه گروه تروریستی طالبان انجامید. این گروه که سرچشمه ایدئولوژیک آنها از مدارس و پایگاه های بنیادگرایی در مناطق قبائیلی پاکستان آب می خورد با حمایه پولی عربستان سعودی، حمایه تسلیهاتی آی اس آی و نیروی رزمی پشتون تبار قبایل هر دو طرف مرز دیورند داخل افغانستان گردیده و با پشتوانه ای قومی بر محور زبان پشتو در داخل افغانستان، در اندک زمان کنترول ساحات عظیمی از افغانستان را به دست گرفته و به قتل عام اقلیت های قومی و مذهبی، سرکوب و نقض حقوق زنان و اجرای حدود شرعی دست به وحشی گری زده و افغانستان را به مسیر قهقرایی قرون وسطی هدایت نمودند. این گروه تروریستی با حمایه شبکه تروریسی جهانی القاعده، تنها به قتل و خونریزی در داخل افغانستان اکتفا ننموده بلکه تراژیدی یازدهم سپتامبر را در نیویورک خلق و جهان را به بی ثباتی هولناکی تهدید نمود که منجر به حمله امریکا و ناتو در افغانستان و محدود ساختن جنگ در مرزهای افغانستان گردید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;بعد از هشت سال حضور امریکا و متحدانش با بیش از یکصدو پنجاه هزار سرباز، هنوز در افغانستان جنگ است. جنگی به مراتب سخت تر و پرهزینه تر از هشت سال قبل. از یک سو جامعه جهانی از مصارف هنگفت جنگ و تلفات نظامیان شان به تنگ آمده و هر روز بیش تر از گذشته خواهان خروج شان از افغانستان می باشد، از سوی دیگر گروه تروریستی طالبان دارد با قدرت بیشتر و حمایه وسیع تر از سوی سازمان استخباراتی پاکستان و پشتون ها در داخل افغانستان عملیات نظامی خودرا به صورت گسترده علیه نیرو های خارجی و داخی هدایت می نماید و از سوی هم اقلیت های قومی از دولت افغانستان کنار رانده شده و آنها به منظور مبارزه با تروریسم و طالبان و بیم از تسلط دوباره آنها از شدت جنگ با طالبان و حضور نیروهای خارجی در داخل افغانسان بصورت جدی حمایه و پشتبانی نموده و طوری تصور می شودکه -- در صورت خروج نیروهای ناتو از افغانستان، این اقلیت های قومی که در مجموع اکثریت را در افغانستان تشکیل می دهد، به دفاع از خود در مقابل طالبان برخواسته و افغانستان وارد مرحله جدیدی از جنگ های داخلی خواهد شد. پس می توان گفت که در افغانستان هنوز جنگ است و شاید برای دهه ها جنگ باشد. هر کس برای منافعی در افغانستان می جنگد--سازمان استخبارات پاکستان به خاطر ایجاد یک حکومت دست نشانده، ایران برای مقابله با امریکا و پاکستان، ایالات متحده و ناتو برای حفظ ثبات بین المللی، اقلیت های قومی به خاطر حقوق اجتماعی و سیاسی شان و طالبان برای ایجاد یک حکومت پشتونی بنیادگرا !!!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-7615182895023158888?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://fanoos1.blogspot.com/feeds/7615182895023158888/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3181156151867156397&amp;postID=7615182895023158888' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/7615182895023158888'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/7615182895023158888'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='مساعی ها برای یک جنگ نا فرجام'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/THp-wK9kx3I/AAAAAAAAACc/X8E2HcGalZM/s72-c/6a00e55188bf7a883400e55213155e8833-800wi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-6657701634301685818</id><published>2009-12-11T02:04:00.004+01:00</published><updated>2009-12-22T18:23:12.235+01:00</updated><title type='text'>سقوط در فساد و جنایت</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/SyGcxrCOZRI/AAAAAAAAACE/Wy-vOoiPm1Y/s1600-h/090811121639_karzaiaf217125241391490.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 279px; FLOAT: left; HEIGHT: 209px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5413780604255626514" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/SyGcxrCOZRI/AAAAAAAAACE/Wy-vOoiPm1Y/s400/090811121639_karzaiaf217125241391490.jpg" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;با گذشت هشت سال از حضور نظامی ایالات متحده و متحدان اش در افغانستان، یأس و نا امیدی مرموزی لرزه به اندام باشندگان روی زمین انداخته است، مردم افغانستان نا امید از تغیر سرنوشت تحمیلی شان و سایر مردم دنیا بیم ناک از مرگ ناگهانی. ولی واقعیت ها در پشت دروازه های کاخ سفید و قصر کرملین شکل گرفته و زندگی من و تو را دگرگون می سازد که به آن دیپلماسی نام می گزارند. حادثه یازدهم سپتامبر 2001 میلادی را هیچ باشنده روی زمین نادیده انگاشته نمیتواند و همه را در صدلای کابوس های عجیبی و غریبی سیر می دهد، تا مبادا زندگی جاویدانه و شیرین شان طعمه دسیسه ها و دیپلماسی ها گردند. به همین منظور حاضر میگردند جان سربازان عزیز شان را سپری در برابر بیم های طاقت فرسای شان قرار داده و آنان را در مبارزه با آنچه تروریسم خوانده می شود در برزخ افغانستان قربانیان ابدی سازند.&lt;br /&gt;افغانستان که در درازای تاریخ، همواره میدان نبرد امپریالیسم های شرق و غرب بوده، اینک نیز به شکل وحشتناک تری درمنجلاب این وادی با سر فرورفته است. زمامداران امروز آن نیز بیشتر از گذشته در برابر دست بوسی به اربابان قدرت مجوز عام وتام صدها نوع فساد، جنایت و خیانت را بدست آورده، آنگاه سوار بر گردۀ مردم از هر عمل فسق و فجور دریغ نمی ورزند. پایان معمای انتخابات افغانستان با نتیجه شرم آور آن، به مثابه گلولۀ یأس بر امیدهای مردم ستمدیده افغانستان که هر روز یازدهم سپتامبر را تجربه می کنند، اصابت کرده، اندک اعتماد مردم افغانستان را نیز از رژیم حاکم و جامعه بین المللی ربود.&lt;br /&gt;حمایت جامعه بین المللی از پیروزی یک رژیم غیر مشروع، فاسد، فاشیست و جنگ سالار، آخرین نخ های امید مردم را نیز گسست و اوضاع را در افغانستان به دهه نود کشاند. زیرا اوضاع کنونی از خیلی جهات با دهه نود شباهت دارد. جنگ و نا امنی که امروز در کشور جریان دارد تداوم همان جنگ دهه نود است، تنها با تفاوت اینکه امروز ما با پدیدۀ مدرن انتحار نیز مواجه هستیم که در آن آیام نبود. در غیر آن صورت فهیم و خلیلی زمامداران امروزی هستند که در دهه نود نیز غمبار ترین تراژیدی های بشری را بر مردم افغانستان تحمیل نمودند. جامعه بین المللی توقع دارند تا مردم افغانستان بالای حکومت فاشیست و فاسد آقای کرزی که بصورت نا مشروع به کرسی ریاست جمهوری تکیه زده است، با معاونیت آقایان قسیم فهیم و کریم خلیلی که جنایت کار ترین انسان های تاریخ اند، اعتماد نموده و انتظار صلح و آشتی را بکشند. مردم افغانستان از جامعه بین المللی توقع آنرا داشت تا جنگ سالاران و مجرمین که دست شان تا بازو به خون میلیون ها انسان بیگناه آلوده است، به پای چوبه دار عدالت کشانده شوند، ولی متاسفانه آنان هنوز با حمایت جامعه بین المللی باداران افغانستان بوده و بر مردم افغانستان حکومت می کنند.&lt;br /&gt;استراتیژی جدید امریکا با اعزام بیش از 30000 نیروی بیشتر در افغانستان همان تداوم استراتیژی جورج بوش رئیس جمهور پیشین امریکا است، تنها با تفاوت  اینکه جورج بوش نمیخواست با عناصر افراطی و القاعده به معامله بنشیند ولی این بار تصمیم به معامله با آنان بخش مهم این استراتیژی را تشکیل می دهد. گفتگو با سران طالبان با میانجیگری آی اس آی و شیوخ عرب، تصمیمی است در جهت به قدرت کشاندن اقایان ملاعمر و گلبدین حکمتیار، تا این دو جنایت کار نیز به جمع دیگر جنگ سالاران پیوسته و چند صباحی بر مردم حکومت نموده وبه عیاشی و تجاوز بپردازند و اگر هم خاستند قانونی را تصویب نمایند تا خودرا مورد عفو قرار دهند. در این میان این مردم افغانستان است که به عنوان قربانیان اصلی این سیاست ها همیشه غرامت و تاوان می پردازند بدون اینکه روزی بر سفره خوشی بنشیند و یک شکم نان خشک را بدون ترس و بیمی از این جنایت کاران نوش جان نمایند.&lt;br /&gt;تا زمانی که فشار بر کشور های حامی تروریست و تمویل کنندگان این گروه وارد نگردد، اگر به اندازه تمام نفوس افغانستان هم نیرو به افغانستان اعزام شود راهی به جایی نخواهد برد. گروه طالبان بیشتر از 15 سال است که با تمام قدرت در برابر مردم افغانستان و جامعه جهانی می جنگند و در این اواخر نزدیک است جامعه جهانی را به زانو در آورد، پس منابع تمویل آنان کجا است؟ اینان معاش به دالر، اسلحه و مهمات، وسایل حمل و نقل و مواد سوختی و همه چیز را از کجا بدست می آورند؟ اخیراً منبع اصلی تمویل طالبان را کشت مواد مخدر عنوان می کنند، این در حالی است که کل عایدی که از بابت کشت و قاچاق مواد مخدر وارد بازار سیاه در افغانستان می شود از 4 میلیارد دالر تجاوز نمی کند. انهم بیش از نصف آن متعلق به خاندان کرزی و باند های مافیایی آقایان فهیم و خلیلی می گردد و باقی ماندۀ آن بین وزارت دفاع، وزارت داخله، ریاست امنیت ملی و قوماندانان جهادی تقسیم می گردد. پس سهم طالب چقدر می ماند که گروهی به این بزرگی را با تمام تسلیحات آن تمویل نماید؟! از این رو جامعه جهانی اگر به صلح افغانستان می اندیشد بهتر است بجای اعزام نیرو، دست از حمایت طالبان و جنگ سالاران کشیده و جنبش های دموکراتیک را که از حمایت و اعتماد مردم برخوردار باشند در افغانستان حمایه نماید. زیرا تا اعتماد مردم نسبت به یک حکومت مشروع بازسازی نشود دست یابی به یک راه حل در افغانستان دشوار به نظر می رسد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-6657701634301685818?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://fanoos1.blogspot.com/feeds/6657701634301685818/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3181156151867156397&amp;postID=6657701634301685818' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/6657701634301685818'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/6657701634301685818'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='سقوط در فساد و جنایت'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/SyGcxrCOZRI/AAAAAAAAACE/Wy-vOoiPm1Y/s72-c/090811121639_karzaiaf217125241391490.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-2945902233593159644</id><published>2009-10-30T03:21:00.010+01:00</published><updated>2010-08-29T17:45:06.095+02:00</updated><title type='text'>دین در مرداب سیاست</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/THqAXd-EpkI/AAAAAAAAACk/hZHV1tK6RSc/s1600/taliban-knife.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 240px; height: 320px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/THqAXd-EpkI/AAAAAAAAACk/hZHV1tK6RSc/s320/taliban-knife.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5510858234711549506" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify" trbidi="on" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;با مطالعه تاریخ جوامع انسانی در میابیم که انسان ها از آوان تا امروز بصورت تدریجی رشد فکری و فرهنگی یافته و این رشد توام با رهبری جوامع گاهی در قالب طبعیت و زمانی هم در چوکات دین شکل تمدن کنونی را بخود گرفته است. این رشد فکری و فرهنگی بیشتر ناشی از رهنمائی های دینی در چوکات ادیان مختلف زندگی جوامع انسانی را از حالتی به حالتی دیگر نظر به مقتضی زمان و مکان تغیر داده است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify" trbidi="on" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;انسان های کمون اولیه که نخستین شکل اجتماعی اقتصادی جوامع انسانی را تشکیل می دهد. در حقیقت نقطه آغاز و یا جوانه زدن تکوین اجتماعی به منظور زایش نوع بشر و ابتدائی ترین پله تکاملی جوامع در تاریخ محسوب می گردد. آغاز تاریخ انسان از آوانی شکل می گیرد که انسان ها بخاطر بهتر زیستن به وسایل تولید روی می آورند و بصورت نسبی تمایز انسان از سایر جانوران در چوکات کمون یا زندگی اشتراکی و گله ایی شکل می گیرد. از آنجائی که زندگی این انسان ها کاملاً وابسته به طبعت بوده است، بناً موجودیت اقلیم های گوناگون در روی کره زمین درجات تکامل متفاوت این جوامع را ثبت تاریخ می کند. شالوده اساسی این نوع کمون مبتنی بر مالکیت اشتراکی و کار جمعی با استفاده ساده ترین وسایل و ابزار تولید بوده است. در آغاز این نوع فراکسیون یا شکل گیری، انسان ها از وسایل ساده و آماده طبیعی نظیر چوبدست و سنگ های نوک تیز به منظور شکار و زرع استفاده می کردند ولی کم کم به تدریج شیوه های جدید به منظور ساختن ابزار از چوب و سنگ و صیقل نمودن آن ویا استفاده از شاخ و استخوان بکار گرفته شده و با کشف وسایل تازه تری مانند تیر و کمان و قایق و بعداً با کشف پدیده آتش گام های محکم تری در راستای تکامل برداشته شد. تا این زمان جوامع بشری صرف از نظام مندی طبعیت استفاده کرده و هیچ اثاری از تعقل و اگاهی اجتماعی به مشاهده نمی رسد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify" trbidi="on" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;ممیزه های بعدی تکامل جوامع بشری همانا اهلی سازی حیوانات با رشد دام پروری و بهبود کشاورزی توام با طی مراحل زندگی از جنگل نشینی به غار نشینی و چادر نشینی و بعداً مراحل بهتر تکامل یا شکل گیری جوامع می باشد. در هر دوره انسان ها همواره کوشیده است تا به منظور دست یابی به زندگی بهتر خوب و بد را از هم تفکیک نموده، راه های خوب را جستجو و از اعمال بد جلوگیری نماید. از همین تاریخ است که دین به عنوان باور وارد زندگی انسان ها می گردد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اکثر از جامعه شناسان مانند امیل دورکیم و اگوست کینت و علمای تاریخ ادیان مانند تیلور و جمیز فرارز سه مرحله دینی را در تکامل جهان بینی انسان در نظر می گیرند:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;مرحله ادیان ابتدایی&lt;br /&gt;مرحله ادیان قدیم و چند خدایی &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;مرحله ادیان متکامل و یک خدایی&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;در مرحله ادیان ابتدایی انسان ها به طبیعت پرستی بشکل تقدیس حیوانات پرداخته و باور به یک نیروی نا مرعی در طبعیت به اسم مانا ایجاد می گردد. بعداً سنگ ریزه های اسمانی، چوب و استخوان های عجیب و نادر، پرستش ارواح، اعتقاد به تابو یا چیز های حرام و ممنوع و در اخیر به عناصر طبعیت مانند آتش، باد، خاک و یا آب روی آورده و سر انجام انسان وارد مرحله بت پرستی می گردد. در مرحله ادیان قدیم و چند خدایی انسان ها در اثر تکامل فکری از طبعت به خدایان چندگانه ایمان می آورند مانند خدایان سه گانه هند و یا خدایان چندگانه مصر و غیره. در مرحله سوم یا ادیان متکامل انسان ها بنا به دعوت پیامبران به پرستش خدای واحد فراخوانده می شوند. بناً از زمان تشکیل زندگی اجتماعی تا اکنون بشر همواره در قالب دین باور به قدرتی ما فوق قدرت خود داشته و این قدرت گاهی سبب ترس انسان و زمانی هم وسیله ترغیب وی در راستای بهبود زندگی اجتماعی گردیده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی دین را اینگونه تعریف می کند: دین دستگاهی از باورها و آداب است، د ر رابطه با مقدساتی که مردم را بصورت گروه های اجتماعی به یکدیگر ارتباط می دهد. رابرت هیوم دین را جستجوی جمعی برای یک زندگی رضایت مندانه تعریف می کند. بناً دین چیزی نیست جز مجموعه از باورها در مورد باید ها و نباید های مبتی بر عقل و خرد به منظور بهتر زیستن.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;طوریکه گفته امدیم انسان ها در ادوار مختلف با باور های متفاوتی از دین راه های بهتر زیستن را پیموده و زمینه های تکامل اجتماعی را بر اساس اصول و قواعد دینی متشکل از باید ها و نباید ها فراهم نموده است. این باور ها هم زمان با رشد فکری انسان ها مراحل تکاملی متفاوتی را تجربه نموده تا اینکه ادیان اسمانی و یا باور به یک قدرت واحد و پدید اورنده هستی توسط پیامبران بصورت تدریجی نظر به مقتضای فکری و درجه تکامل اجتماعی انسان ها تبلیغ و مردم گام به گام به یک زندگی انسانی تر فراخوانده شده است. این ادیان هر کدام در یک مقطع خاص زمانی و مکانی برای تکمیل قسمتی از این ماموریت در مسیر تکامل ظهور و وضع جامعه ایی را تغیر داده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;در قرن هفتم میلادی، زمانیکه زندگی در میان جوامع عرب بصورت فوق العاده اسف بار طعمه خرافات و جهالت می گردید، و هیچ امیدی به بهبود آن مشاهده نمی گردد، محمد از سرزمین عربستان علم پیامبری را به شانه کشیده تا پای جان به منظور تغیر وضعیت زندگی اجتماعی در میان مردم عرب کوشید. وی بخاطر این تغیر که نیاز مبرم به آن احساس می گردید قوانین واصولی در چوکات دین اسلام به آن مردم عرضه نمود و در راستای تحقق آن از هیچگونه تلاش دریغ نورزیده، گاهی به عذر و زاری و زمانی هم به زور شمشیر آن را بر مردم عرب تطبق نمود. ابتدا این قوانین و مقررات دینی بصورت قابل توجهی زندگی مردم عرب را تغیر داد ولی از آنجائیکه بعداً پای قدرت و خلافت بمیان آمد، دیگر این قوانین در سرزمین های عرب محدود نمانده، ظاهراً به دلیل بشر دوستی ولی در باطن به منظور ایجاد امپراطوری و سیطره قدرت این تحفه را به زور شمشیر به سوی سرزمین های عجم فرستاد. سالیان درازی در نبرد گذشت، لشکر کشی های فراوانی صورت گرفت، انسان های زیادی به قتل رسید و باج های هنگفتی پرداخت گردید تا امپراطوری پنهاور اسلام بر قسمتی از جهان سایه افگند و این سایه زندگی بعضی از انسان ها را ویران و از بعضی ها را آباد ساخت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;این امپراطوری که توسط محمد طرح ریزی گردید، بدست خلفای بنی امیه نظیر معاویه، یزید و هشام پایه گذاری گردیده و خلفای چون سفاح، منصور، مامون الرشید، الحاکم به امر الله، الامر باحکام الله، سامان خدا، نصر اول، شاه اسمعیل صفوی، سلطان حسین بایقرا، سلطان محمود و ...در راس هرم این امپراطوری ظلم آباد تکیه زده و اشخاصی نظیر اسامه بن لادن، روح الله خمینی، علی خامنه ایی، ملا محمد عمر، شیخ اصف محسنی، عبدالرب رسول سیاف و ... به عنوان نمایندگان خدا و جانشینان بلافصل محمد در روی زمین دین را به میل و مفاد خود به تفسیر نشستند و از آن سیاه چالی ساختند تا غرق شده گان آن هیچگاهی حتی فکر نجات انرا نیز کرده نتوانند و تا دنیا دنیا باشد اینان به عنوان وارثین این امپراطوری از آبله دستان غرق شده گان، بارگاه های عظیمی ساخته و به عیاشی بپردازند و برای بقای آن نیز به کسی کلید بهشت از خزانه لایتناهی دین تهفه عنایت فرمایند و کسی را هم به عذاب دوزخ سرزنش و منکوب سازند. اینان هیچگاهی دین را به عنوان قانون و مقررات در جهت نظام مندی زندگی اجتماعی و بهبودی آن تبلیغ ننموده اند، بلکه همیشه ظاهراً آن را وسیلۀ برای فراموشی ویا چشم پوشی از دنیا و خیال مفاهیم بهشت و جهنم و به باطن خود فراموشی دام افتادگان و تنگ سازی حلقه دام مورد استفاده قرار می دهند تا هیچ گاهی مسلمانان قادر به درک مفاهیم واقعی دین و اگاهی از خرافات نگردیده و بتواند به اسانی از مردم سواری بگیرند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;بعد از پایه گذاری و تشکیل امپراطوری اسلام جنبه دینی و عقیدتی یا قواعد زندگی این مکتب تحت تاثیر قدرت سیاسی آن روز بروز به فراموشی سپرده شده و خرافات جاگزین آن گردید. هر کس به عنوان نماینده خدا از دساتیر و اوامر آن استفاده ابزاری و سوء نموده و باور های مردم را دست خوش امیال و خوش گذرانی خویش قرار دادند. هرچند که دساتیر زندگی در دین اسلام برای شرایط زندگی در آن عصر و در محدوده مکانی جغرافیای عرب تنظیم گردیده است ولی بد بختی اینجا است که با گذشته هزار و چهارصد سال هنوز هم به پای این دساتیر چی انسان هایی به توب بسته گردیده و یا به دار اویخته می شوند. آن روز از قران بحیث کتاب رهنمایی زندگی استفاده شد و زندگی انسان ها را تغیر داد ولی امروز قران و صاحبانش کور کورانه بسان یک بت پرستش میگردد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;در دنیا کنونی هر کجا که جنگ و شورش است حتماً یا هردو طرف درگیر و یا یک طرف آن مسلمان است، هر کجا کسی از گرسنگی می میرند، حتماً با عقیده اسلامی می میرد، هرکجا انتحار می شود، حتماً مسلمان انتحار می کند، هرکجا و کشوری که استعمار و یا اشغال می گردد، حتماً زمین مسلمان است، در هرگوشه دنیا مهاجری که می میرد، از کشور اسلامی فرار کرده است، در هرکجایی که گور دسته جمعی کشف می شود، حتما مسلمانان در آن دفن است. چی عواملی غیر از ایدئولوژی دینی در این گونه اعمال دخیل اند؟! جغرافیای بنام دنیا اسلام پر شده از خرافات دینی و بدبختی اجتماعی و متاسفانه که افغانستان در محراق آن جلوه نمائی می کند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اگر جرئت به خرچ داده و تابوی دین را به تجزیه بگیریم بهتر خواهد بود که داستان های قرآن به تمام زبان های زنده دنیا ترجمه گردیده و در دسترس جهانیان قرار گیرد تا هرکس مبتنی بر برداشت شخصی از آن در جهت بهبود زندگی استفاده نمایند. قانون مدنی جایگزین دساتیر فقهی دین گردیده و بخش عقاید آن واگذار به باور های شخصی افراد گردد. یعنی یک نظام اجتماعی مدنی با باور های سیکولاریستی از دین می تواند راه گشای مشکلات بنیاد گرایی امروز جامعه اسلامی و نجات دین از مرداب سیاست گردد. به امید روزی که به خود ائیم و به خود اگاهی برسیم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-2945902233593159644?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://fanoos1.blogspot.com/feeds/2945902233593159644/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3181156151867156397&amp;postID=2945902233593159644' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/2945902233593159644'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/2945902233593159644'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_30.html' title='دین در مرداب سیاست'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/THqAXd-EpkI/AAAAAAAAACk/hZHV1tK6RSc/s72-c/taliban-knife.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-7969241174173162201</id><published>2009-10-23T17:15:00.001+02:00</published><updated>2009-10-23T17:17:52.776+02:00</updated><title type='text'>دور دوم انتخابات و بحران مشروعیت مشارکت کرزی</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/SuHI_S3ViWI/AAAAAAAAABg/mA7zzR782iM/s1600-h/za.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 277px; FLOAT: left; HEIGHT: 221px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5395814818287815010" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/SuHI_S3ViWI/AAAAAAAAABg/mA7zzR782iM/s400/za.jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/St5sfgG-8wI/AAAAAAAAABY/22ZTNs1jlCQ/s1600-h/za.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بتاریخ 29 اسد امسال افغانستان دومین دور انتخابات ریاست جمهوری را از سر گزرانده و برای بار دوم مشق دموکراسی را در فضای خفقان به تجربه نشست. انتخابات در شرایطی بر گزار گردید که نهاد های امنیتی افغانستان بشمول نیروهای خارجی یاری امنیت از انرژی پوتنشیل خود به منظور مهار هر نوع نا امنی استفاده کردند، و شبکه های خبری نیز از پوشش هر نوع اعمال خشونت امیز در جریان رای دهی محروم شدند، ولی با انهم مردم رنجدیده افغانستان نه به امید بهبود سرنوشت اینده شان بلکه به امید جلوگیری از بحران سرنوشت، بهای گرانی به ارزش خون ده ها انسان بی گناه، ازدست دادن انگشتان، بینی و گوش، نثار ارزش مقدس دموکراسی نموده و به پای جان در صف های رای ایستادند و رای دادند.&lt;br /&gt;فرمان عدم پوشش خبری خشونت ها در جریان انتخابات برای جلوگیری رای دهندگان از انصراف به رای دادن ( انتخابات به هر قیمت ) مغایر حقوق انسانی رای دهندگان بوده و یک فرمان ابلهانه محسوب می گردید ولی آقای رئیس جمهور غرق در نشه ریاست و فساد بدون هیچ حسابی به انسان های رای دهنده این فرمان را صادر و عملی کرد. استقرار بیش از 300000 نیروی داخلی و خارجی برای تامین امنیت و هزینه بیشتر از 220 میلیون دالر گدایی برای برگزاری انتخابات، اهمیت بسزایی برای دولتی داشت که از فقدان رهبری سیاسی رنج می برد و تا گلو در فساد و نا امنی غرق شده است. ولی متاسفانه حاصل این همه تلاش ها و قربانی ها با خلاف کاری اقای حامد کرزی نقش بر آب گردید.&lt;br /&gt;اشتراک کمتر از 3 میلیون رای دهنده از میان 17 میلیون افغانستانی واجد شرایط رای، خود شرم بس بزرگ برای رئیس جمهوری بود که حکومتش در حال سقوط در دامان طالب است و شهروندانش از بیم مرگ حاضر به رای دادن نیست، ولی این کور دل از این هم خجالت نکشید و تراژیدی دیگری ثبت تاریخ ننگین افغانستان کرد. تراژیدی که خلاف کار بودن رئیس جمهور را در سطح ملی و بین المللی به اثبات رساند، هر چند که مفسد بودن وی قبلاً از سوی جامعه جهانی تصدیق گردیده بود. کرزی هم چنان که انتخابات به هر قیمت میخواست، پلان حکومت به هر قیمت را نیز گذاشته بود ولو اینکه به رو سیاهی وی و بحران سیاسی در کشور منجر گردد. به همین منظور از هیچ نوع تلاشی در راستای تقلب و تخلف در انتخابات کوتاهی ننمود تا اینکه عورت وی کشف، دست آورد حاصله از تمامی تلاش ها و قربانی ها را در راستای برگزاری انتخابات به خاک مالیده و انتخابات را به دور دوم کشاند. اگر با کمال بی عاطفه گی ارزش خون ده ها انسان و بریدن گوش و بینی و انگشت فربانیان انتخابات را نادیده انگاریم، تنها بیش از 220 میلیون دالر هزینه انتخابات از منبع کمک های جامعه جهانی ارزش حیاتی برای کشوری را داشت که هنوز هم ده ها فامیل در مغاره های کوه زندگی می کنند، هنوزهم بلکه بیشتر از گذشته سازمان غذایی جهان هشدار می دهد که در مناطق مرکزی افغانستان میلیون ها انسان باخطر گرسنگی مواجه اند، هنوز هم نان خشک رویای فرزندان آن، و چراغ های تیلی الکین روشنی بخش شب های سرد و سخت و تار شهروندان آن است، گر چندی که مردم افغانستان و جامعه جهانی شاهد چور و چپاول اشکار و سوء استفاده میلیارد ها دالر نظیر این گونه کمک ها را از سوی قبیله کرزی در دوره زمام داری وی بوده است.&lt;br /&gt;مفکوره حکومت به هر قیمت را که اقای رئیس جمهور از نیاکان فاشیست و جاهل خود به ارث برده است، همانا تعهد وی در راه تحقق اهداف فاشیستی، تداوم فساد، خلاف و تقلب و زمینه سازی امارت اسلامی برای برادر کور اش ملا عمر بوده و اندک کوتاهی در راه تحقق این پلان حکم نفرین ارواح جهنمی نیاکان و نکوهش قوم، قبیله و برادرانش را برای وی دارد.&lt;br /&gt;با اعلام نتایج انتخابات و تاریخ بر گزاری دور دوم آن از سوی کمیسیون انتخابات، اقای کرزی در یک نشست خبری با سناتور کری با کمال چشم سفیدی برگزاری دور دوم انتخابات را کمک به تحکیم دموکراسی و مردم سالاری خواند و مردم را به رای دهی مجدد فرا خواند. اینگار که آب از آب تکان نخورده است و بجای کرزی این رای دهندگان است که خیانت کرده و بوی رای نداده است. انتخابات با همه قربانی ها و خیانت ها به دور دوم می رود اما جالب این جاست که بازهم کرزی با عبدالله عبدالله رقابت می کند. گرچند بسیار جایی شگفتی هم نیست، چون قانون برای همه در افغانستان وجود ندارد و قانون همیشه بصورت طبقاتی مورد تطبیق قرار می گیرد و اگر نه مطابق ماده شصت و یکم قانون اساسی وظیفه رئیس جمهور در اول جوزای امسال تمام گردیده و حامد کرزی رئیس جمهور مشروع افغانستان نیست. وی در دور اول انتخابات ریاست جمهوری شروط بند اول ماده پنجاه و هشتم قانون انتخابات را قربانی لذت های نشه ریاست جمهور نموده است و با تخلف و تقلب خود به ملت افغانستان خیانت کرده است، بناً مطابق متن بند اول و بند سوم این ماده وی باید از از سوی سارنوالی مورد تعقیب عدلی و قضایی قرار گیرد و مطابق بند دوم همین ماده از سوی کمیسیون مستقل انتخابات تحریم گردد و از سوی دیگر مردم افغانستان می توانند با اعتراضات خود مانع از کاندیداتوری یک شخص متخلف گردیده و سرنوشت افغانستان را دوباره به دست یک خائن نسپارد. تحمیل برگزاری دور دوم انتخابات در اثر تخلف و تقلب، انهم در بدترین شرایط امنیتی و اقلیمی، با یکبار دیگر هزینه و قربانی ها، خیانت بس بزرگی است و باید برای تحمیل کننده آن لقب پر افتخار خائن ملی در نظر گرفت، در غیر آن بحال یتیمانی که پدرانشان را و به ارواح عساکری که جان شان را قربانی دور اول انتخابات کرده است جفای بس بزرگی را روا داشته شده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-7969241174173162201?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://fanoos1.blogspot.com/feeds/7969241174173162201/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3181156151867156397&amp;postID=7969241174173162201' title='8 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/7969241174173162201'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/7969241174173162201'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_23.html' title='دور دوم انتخابات و بحران مشروعیت مشارکت کرزی'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/SuHI_S3ViWI/AAAAAAAAABg/mA7zzR782iM/s72-c/za.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>8</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-8242708729395928006</id><published>2009-10-19T17:17:00.003+02:00</published><updated>2010-08-29T17:48:10.798+02:00</updated><title type='text'>من به جنگ سیاهی می روم</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/StyDZKxpnQI/AAAAAAAAABI/fkwVr1SyrqI/s1600-h/90.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 300px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5394330922095582466" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/StyDZKxpnQI/AAAAAAAAABI/fkwVr1SyrqI/s400/90.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#FFFFFF;"&gt;چراغي بدستم&lt;br /&gt;چراغي در برابرم&lt;br /&gt;من به جنگ سياهي مي روم&lt;br /&gt;گهواره هاي خستگي از كشاكش رفت و آمدها باز ايستاده اند&lt;br /&gt;و خورشيدي از اعماق،كهكشانهاي خاكستر شده را روشن مي كند&lt;br /&gt;فريادهاي عاصي آذرخش هنگامي كه تگرگ در بطن بي قرار ابر نطفه مي بندد&lt;br /&gt;و درد خاموش وار تاك هنگامي كه غوره خرددر انتهاي شاخسار طولاني پيچ پيچ جوانه مي زند&lt;br /&gt;فرياد من همه گريز از درد بود&lt;br /&gt;چرا كه من در وحشت انگيز ترين شب ها آفتاب را به دعايي نوميد وار طلب مي كردم&lt;br /&gt;تو از خورشيدها آمده اي از سپيده دم ها آمده اي&lt;br /&gt;تو از آيينه ها و ابريشم ها آمده اي&lt;br /&gt;در خلائي كه نه خدا بود نه آتش&lt;br /&gt;نگاه و اعتماد تو را به دعايي نوميد وار طلب كرده بودم&lt;br /&gt;جرياني جدي در فاصله دو مرگ در تهي ميان دو تنهايي&lt;br /&gt;نگاه و اعتماد تو بدين گونه است&lt;br /&gt;شادي تو بي رحم است و بزرگوار&lt;br /&gt;نفست در دستهاي خالي من ترانه و سبزي است&lt;br /&gt;من برمي خيزم&lt;br /&gt;چراغي در دست&lt;br /&gt;چراغي در دلم&lt;br /&gt;زنگار روحم را صيقل مي زنم&lt;br /&gt;آيينه اي برابر آيينه ات مي گذارم&lt;br /&gt;تا از تو ابديتي بسازم...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمد شاملو&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-8242708729395928006?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://fanoos1.blogspot.com/feeds/8242708729395928006/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3181156151867156397&amp;postID=8242708729395928006' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/8242708729395928006'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/8242708729395928006'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_19.html' title='من به جنگ سیاهی می روم'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/StyDZKxpnQI/AAAAAAAAABI/fkwVr1SyrqI/s72-c/90.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-7411267659825388085</id><published>2009-10-16T18:44:00.000+02:00</published><updated>2009-10-19T19:36:00.564+02:00</updated><title type='text'>من رویائی دارم</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/StijXgHJdmI/AAAAAAAAABA/07RCpRcIa4M/s1600-h/showimage.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 312px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5393240177928402530" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/StijXgHJdmI/AAAAAAAAABA/07RCpRcIa4M/s400/showimage.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;من رويائي دارم كه چهار فرزند كوچكم روزي در ميان ملتي زندگي كنند كه نه بر اساس رنگ پوست بلكه بر اساس محتوي شخصيت شان قضاوت گردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من رؤيايي دارم كه روزي بر روي تپه‌هاي سرخ"جورجيا" فرزندان برده‌هاي پيشين و فرزندان برده‌داران پيشين با يكديگر پشت ميزهاي برادري خواهند نشست.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;                                                                                                         دكتر مارتين لوتركينگ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-7411267659825388085?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://fanoos1.blogspot.com/feeds/7411267659825388085/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3181156151867156397&amp;postID=7411267659825388085' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/7411267659825388085'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/7411267659825388085'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='من رویائی دارم'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_yfJKPhOgXqY/StijXgHJdmI/AAAAAAAAABA/07RCpRcIa4M/s72-c/showimage.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-3739461979959484441</id><published>2009-10-15T14:05:00.000+02:00</published><updated>2009-10-20T14:06:54.464+02:00</updated><title type='text'>معرفی وبلاک</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;سلام به تمام دوستان نهايت عزيز.من قبلاً در وبلاك غزنين در بلاگفا مي نوشتم ولي متاسفانه به خاطر نشر مطلبي كه بيانگر واقعيت هاي مداخلات ايران در افغانستان بود وبلاك غزنين بسته گرديد و از اين به بعد در اينجا مي نويسم. من از بلاگر بخاطر سرويس عالي شان سپاس گذاري مي نمايم و اميدوارم با در نظرداشت اصول ازادي بيان توام با احترام متقابل به ما فرصت نشر انديشه هاي مارا بدهد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;غزنین&lt;br /&gt;&lt;a href="http://ghaznin.blogfa.com/"&gt;http://ghaznin.blogfa.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-3739461979959484441?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://fanoos1.blogspot.com/feeds/3739461979959484441/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3181156151867156397&amp;postID=3739461979959484441' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/3739461979959484441'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/3739461979959484441'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_20.html' title='معرفی وبلاک'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-3654520617592488296</id><published>2009-10-14T15:28:00.002+02:00</published><updated>2009-10-29T16:04:58.876+01:00</updated><title type='text'>بازهم انتخابات</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بعد از جدال و کشمکش های زیاد بین سیاست مداران افغان با مداخلات کشورهای زیدخل در امور سیاسی افغانستان و سازمان های جامعه جهانی بلاخره تاریخ برگزاری دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان تعین گردید و اینک زمان کمپاین انتخابات ریاست جمهوری فرا رسیده است. درست پنج سال قبل در یک واقعه تاریخی کم نظیر در تاریخ افغانستان اولین انتخابات ریاست جمهوری توام با شور و شوق وصف ناشدنی در سرتاسر کشور برگزار گردید. واقعۀ که پادشاه مستبد افغانستان بنام محمدظاهرشاه که با قبضه قدرت سیاسی چهل سال مردم را در جهالت مطلق و خواب نگهداشت بود، بادست خود به سیستم پادشاهی دیکتاتورانه چند صد ساله نیاکان خود نقطه پایان گذاشت و برای همیشه فاتحه انرا خواند. در ان زمان گمانه زنی های حاکی از خستگی مردم از کار سیاست و اشتراک کم رنگ مردم در انتخابات بود ولی برخلاف مردم با حضور در مراکز رای دهی حد اعظمی عشق و علاقه شان را به افغانستان به نمایش گذاشتند. پنج سال از ان واقعه تاریخی گذشت واینک امادگی های برای دور دوم انتخابات گرفته می شود ولی این بار خیلی متفاوت تر از گذشته، مردم همه انتظار انرا داشتند تا این تفاوت در جهت مثبت باشد ولی متاسفانه بعد منفی این قضیه امید های مردم افغانستان را در طول پنج سال گذشته به یاس و نا امیدی تبدیل نموده است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شعار های انتخاباتی رئیس جمهور برای همیشه در حد یک شعار باقی ماند وهیچگاهی جامه عمل را بخود نگرفت. مردم فلاکت زده افغانستان تفاوت هایی را که در این مدت انتظار ان را داشتند تا در زندگی معیشتی خود احساس نمایند هنوز در اولویت انتظارات شان قرار دارد و پنج سال فرصت ترقی و پیشرفت منجر به پیمایش سیر قهقرایی گردید. پنج سال پیش مردم با امنیت کامل به پای صندوق های رای رفتند ولی این بار در هفتار فیصد خاک افغانستان شاید بخاطر نا امنی کارت های رای دهی مردم بدون استفاده در جیب های شان بماند. مردم در ان روز خیلی کمتر از بیکاری رنج می بردند ولی اکنون برای پیدا کردن لقمه نان در مانده اند. در ان روز تورم پولی بصورت نسبی به اندازه امروز بالا نبود و در ان روز مردم امیدوار بلکه باورمند شده بود که دیگر از تبعیض و تعصب، فقر و فلاکت، فساد، زورگویی و بی عدالتی رهایی می یابند ولی این اعمال در پنج سال گذشته بر خلاف باورمندی های مردم توسعه فاحش یافت. مردم توقع داشتند که دیگر صدا ها در گلوها خفه نخواهد شد ولی ما عملاً شاهد این موضوع به کرات بودیم تا حدیکه برای دارندگان اندیشه های سیاسی و دینی متفاوت به صدور احکمام اعدام نیز منجر گردید. بعد از دو ماه کمپاین انتخاباتی سر انجام انتخابات هم فرا خواهد رسید. و مردم باید به پایی صندوق های رای بروند و سرنوشت پنج سال اینده خودرا تعیین نمایند هرچند که بیم نا امنی از همین حالا مردم را سخت در اضطراب قرار داده است و باشد که ببینیم انتخابات و نتایج انرا. در این جا به تفاوت های انتخابات کنونی با اولین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان می پردازیم و می توان به سه تفاوت عمده اشاره کرد: اولین و بارزترین تفاوت انتخابات کنونی و اولین انتخابات در امنیت انتخابات اولی و نا امن بودن این انتخابات است. در اولین انتخابات مردم در سراسر افغانستان کارت رای دهی گرفته بودند و از ان استفاده هم کردند ولی اکنون عملاً چندین ولسوالی در کنترول گروه طالبان است و در انجا از انتخابات و کارت گیری هیچ خبری نیست. این در حالی است که همواره رسانه ها از بیم و حراس مردم از نا امنی در انتخابات سخن می گویند و این موضوع ممکن است بر اشتراک رای دهندگان درانتخابات تاثیر بگذارد و مانع از حضور انان گردد. دومین تفاوت این دو انتخابات در سهم نگرفتن رای دهندگان در انتخابات انهم به دلیل ضعف حکومت فعلی و براورده نشدن خواسته های انان می باشد. آن شوق و اشتیاق که مردم پنج سال قبل داشت دیگر در مردم وجود دارد. از یک طرف نا امنی که قبلاً از نام برده شد مانع از حضور مردم می گردد انهم در صورتی که توقعات مردم از حکومت فعلی تامین صد در صد امنیت در سر تاسر کشور بود و لی در اثر ضعف و فساد در حکومت بجای امنیت نا امنی ها گسترش یافت و امروز مردم با نا امیدی گزارش های سازمان های جهانی مبنی بر حضور گروه طالبان در هفتاد فیصد خاک افغانستان را می شنوند و افسوس می خورند که به یک کابینه فاسد رای داده اند. از بین بردن تبعیض و تعصب جنسی، نژادی ، مذهبی و زبانی از توقعات مردم و شعار های رئیس جمهور در انتخابات گذشته بود ولی ما شاهد صدها موارد اینگونه تعصبات مخصوصاً در دستگاه دولت و انهم در رده های بلند دولتی بودیم که مثال زنده آن تعلق یک وزارت خانه به یک قوم خاص، حتی به یک حزب خاص و حتی به یک خوانواده خاص، نادیده انگاشتن تجاوز کوچی ها در مناطق هزاره جات و حتی جانب داری از کوچی از طرف مقامات امنیتی بشمول شخص رئیس جمهور، نا دیده انگاشتن کشتار غیر نظامیان در اثنای حملات نظامی که بارها منجر به خشم مردم، تظاهرات و حتی ابراز نگرانی سازمان های بین المللی گردید ولی دولت هیچگونه اقدامات در جهت مهار این فاجعه نکرده و برای دایم برروی ان سر پوش نهاد. در انتخابات قبلی دروازه های معارف روز بروز بروی فرزندان و اطفال افغانستان گشوده می شد و هر روز بیم و امید فرزندان کشور به زندگی و اینده بیشتر می گردید و لی سوگوارانه این بار دروازه های مکاتب روز بروز بیشتر مسدود می گردد و روز بروز معلمین و شاگردان مکتب طعمه خشونت های سازمان یافته عمال طالب و دولت افغانستان میگردد. در تمامی ولایات جنوبی و شرقی افغانستان در اکثر از ولسوالی های دروازه های مکاتب بر روی فرزندان کشور مسدود گردیده است بطور مثال امار دقیقی بیانگر بسته شدن مکاتب در هفت ولسوالی ولایت غزنی و کاهش چشم گیری دانش اموزان در سایر مکاتب موجود است ولی دولت در برابر این اعمال هیچ عکس العمل خاصی که بیانگر تغیر اوضاع باشد از خود نشان نداده است و حتی گاهی شواهدی ارائه گردیده است که نیرو های امنیتی نیز در اتش زدن مکاتب دست همکاری با طالبان داشته است و اگر بصورت مستقیم نداشته بصورت غیر مستقیم زمینه را برای انان مساعد ساخته است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;باز سازی و انکشاف متوازن در انتخابات قبلی تنها شعار فریبنده بود که برای همیشه در حد یک شعار باقی ماند. دولت افغانستان هیچگاهی توازن منطقوی را در بازسازی و انکشاف در نظر نگرفت و ما شاهد تفاوت فاحش صد فیصدی در بازسازی میان مناطق جنوبی و مرکزی افغانستان هستیم و این موضوعی است که تمام افغان ها و جامعه بین المللی بر ان باور دارند. توسعه کشت و ترافیک مواد مخدر، تجاوزات جنسی، رشوه و فساد در ادارات دولتی و مهم تر از همه اعمال سکوت بر دارندگان عقاید سیاسی و مذهبی مخالف دولت و حتی توقیف و مجازات انان از دیگر دست اورد های منفی دولت کنونی است که مثال های زنده ان صدور حکم اعدام برای میر حسین مهدوی مدیر مسئول هفته نامه افتاب، دستگیری و شکنجه علی محقق نسب، صدور حکم اعدام و توقیف پرویز کامبخش، به زندان انداختن غوث زلمی، بسته نمودن روزنامه پیمان و هم چنان شکنجه و ازار صدها فعال حقوق بشر و روزنامه نگار می باشند. اینها مشت نمونه خروار عواملی اند که دست به دست هم داده مردم را از شرکت در انتخابات باز می دارند انهم در شرایطی که حامد کرزی باز هم برای دور دوم خودرا نامزد ریاست جمهوری نموده و رسانه ها از پیروزی دوباره وی در اثر معاملات پنهانی و پشت پرده وی خبر می دهد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تعدد کاندیدان احراز پست ریاست جمهوری با شعار های رنگارنگ عامل سومی در دلسردی رای دهندگان محسوب می گردد. و بواقعیت این موضوع سوال بر انگیز نیز می باشد که این تعداد کاندیدان که تعداد شان به چهل و چهارنفر می رسند و تعداد زیاد شان حتی از کمترین سواد نیز بهره مند نیستند و امیدی هم برای پیروزی ندارند خودرا کاندید نموده اند. این موضوع می تواند دو پیام را برای مردم عرضه نماید یکی اینکه دولت فاسد کنونی چنان در فساد اغوشته شده که هرشخص دیوانه وار ارزو می کند که به چوکی ریاست جمهوری تکیه زده وبدون هیچ گونه مسئولیت به غارت و دزدی بپردازند. و دوم اینکه این ها به ساده لوحی مردم افغانستان عقیده محکم پیدا نموده و فکر می کنن که مانند انتخابات پارلمانی که یک تعداد را تصادفی و شانسی به پست وکالت رساند این ها نیز بصورت تصادفی به پست ریاست جمهوری دست خواهند یافت و یا اگر به ریاست جمهوری نرسد در استانه برگزاری انتخابات معامله نموده و به نفع کاندیدی خاص کنار رفته و چوکی وزارت ویا معینیت را بدست خواهند اورد. این موضوع سبب می گردد که مردم نسبت به تمام کاندیدان بد گمان گردیده و منجر به عدم حضور انان در انتخابات گردد. روی هم رفته دومین انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان را به حیث یک واقعیت تاریخی باید پذیرفت و در ان رای داد ولی در تشخیص کاندید باید حد اعظمی سعی خودرا نمود، زیرا اندک اشتباه ممکن است افغانستان را به عقب برگرداند و یا ممکن است تاریخ را به عقب برگرداند چون دولت افغانستان از بدبختی ها زیاد فاصله نگرفته اند و این اندک فاصله هم بسیار شکننده و ناتوان است. دموکراسی نو پای افغانستان کاملاً به حمایت مردم وجامعه جهانی بسته گی دارد و مردم باید در راستای نهادینه نمودن این پدیده از هر گونه فداکاری و تلاش دریغ نورزند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-3654520617592488296?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/3654520617592488296'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/3654520617592488296'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_4188.html' title='بازهم انتخابات'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-6577519744523695605</id><published>2009-10-14T15:24:00.001+02:00</published><updated>2009-10-29T16:04:37.307+01:00</updated><title type='text'>پاترا و عمق تراژیدی مهاجرت افغان ها</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://i44.tinypic.com/5bbpy.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 295px; FLOAT: left; HEIGHT: 179px; CURSOR: hand" border="0" alt="" src="http://i44.tinypic.com/5bbpy.jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; گاهی شنیده بودم که می گفتند خداوند عادل است و می گفتند که خداوند بزرگ و مهربان است ولی هیچگاهی فاصله بین ذلت و جلال را درک کرده نتوانسته بودم. گاهی هم فکر می کردم که این فاصله آن قدر هم زیاد نیست با وجودیکه این فاصله را در زندگی و فرهنگ افغانی جامعه افغانستان با گوشت و پوست لمس کرده بودم. می دانستم که یک شهزاده دربار کابل و یا پسر یک فرمانده جهادی در چه سطحی از جلال و شکوه به عیاشی می پردازد و اینرا هم می دانستم که تهی دستان چگونه در کوچه ها و پس کوچه های این شهر از سوز سرما و فرط گرسنگی می میرند و چگونه حمالان در این شهر نان خشک برای عیال شان بدست می اورند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;انچه در این یادداشت می خوانید چشم دید یک مهاجر از عمق تراژیدی مهاجرت افغانها بسوی اروپا است. پاترا نام شهری است در یونان و یکی از سواحل مرزی این کشور با کشور های اروپائی مخصوصاْ ایتالیا. اکثر از مهاجرینی که از کشور های اسیایی مانند افغانستان٬ پاکستان٬ ایران٬ عراق٬ هند و غیره به سمت اروپا مهاجرت می نماید از مرز های ترکیه وارد یونان می گردد و اکثراْ از مرز پاترا بصورت قاچاق با کشتی ها به ایتالیا رسیده و سپس عازم سایر کشور های اروپائی می گردد. اکثریت این مهاجرین را مهاجرین افغان تشکیل می دهد که در انتظار عبور قاچاق از این مرز ماها و حتی سالها را در این منطقه بسر می برند. آنها بخاطر بود و باش شان منطقه یی نی زاری را نزدیک مرز اشغال نموده و خیمه های در آن برپا ساخته تا روز ها از سوزش گرما و شب ها از تب سرما در ان پناه ببرند ولی اکثریت از مهاجرین از این شکوه و جلال برخوردار نیستند و شب وروز را در مقابل کلیساها به سر می برند و از نان خیرات کلیساها که در فرهنگ سنتی و بومی افغانستان انرا حرام می دانند برای نجات از مرگ استفاده می نمایند. آنها برای عبور از این مرز هر لحظه و هرثانیه در شکار چانس و فرصت هستند تا موتری از این جاده مرزی عبور نماید و انها بتوانند خودرا در زیر شکم آن جاسازی نماید تا این موتر داخل کشتی رفته و کشتی آنرا تا سواحل ایتالیا انتقال دهد و انهم در صورتی که از بررسی پولیس جان سالم بدر ببرد در غیر ان پولیس آنها را با رفتار های غیر انسانی از زیر شکم های موتر بیرون آورده و دوباره به پاترا انتقال می دهند. بعضی از انها شب ها و روزها در کنار جاده در پشت بته ها پنهان می گردد تا شاید چانسی به سراغ انها بیاید و بتواند داخل فنس رفته و سپس داخل کشتی ها خودرا جاسازی نماید تا شاید از بررسی پولیس یونان وایتالیا جان بدر برده و به ایتالیا برسند. تعدادی از این مهاجرین وقتی قادر نمی شوند دست به این کار های خطرناک که هرثانیه بیم مرگ و مردن انها می رود بزند مجبوراْ به قاچاقجیان پول می دهند تا آنها را عبور دهند. قاچاقچیان نیز دروازه های کامیون های باردار را در حال رفتار باز نموده و افراد را در انها بالا می نمایند و این افراد باید تا رسیدن کامیون به محل بررسی پولیس خودرا در میان بارها قسمی جاسازی نماید که پولیس نتواند آنها را پیدا کند. بدین معنی که انها باید در ظرف چند دقیقه جائی در میان بار برای خود خالی کرده و سپس بار ها را نیز طوری بالای سر خود جاسازی کند که هیج تغیری در ان دیده نشود. چون اکثر از افراد قادر به این کار نمی گردد بناْ بدام پولیس گرفتار می شود٬ یک تعداد اندک که این کار را می تواند هر لحظه بیم ان می رود تا در میان بارها در طول راه از فرط گرسنگی٬ کمبود اکسیجن و یا فشار بار جان بدهند. زیرا بعضی از این افراد از ۲۴ ساعت الی ۷۲ ساعت در زیر بار می ماند که ما هر روزه شاهد این گونه واقعات بودیم و ده ها انسان بدین منوال جان داده اند.&lt;br /&gt;سوال اصلی اینجا است که این مهاجرین چرا اینگونه دست به مرگ خود خواسته می زنند؟ با وجودیکه بیست در صد هم امید زنده ماندن در زیر شکم های موتر و در زیر بار را ندارند ولی بازهم از صبح تا غروب ار عقب موتر ها می دوند. چرا آنها ترجیح می دهند در زیر بار و یا زیر شکم موتر بمیرند تا اینکه در کشور شان از فرط گرسنگی بمیرند و یا از اثر جنگ و ظلم کشته شوند. آنها بیست فیصد امید بر زنده ماندن را ترجیح داده و از کشور شان فرار می کنند تا شاید نمیرند و زنده بماند. آیا این مهاجرین جز زنده ماندن از دنیا چی می خواهند؟؟؟ چرا دنیا سکوت سرد خودرا نمی شکند. درست است که افغانستان در چشم دنیا به یک لکه سیاه تبدیل شده است و افغان بودن ننگ است. ولی چی ثبوتی در دست دنیا است که تمام مردم افغانستان فاسد است؟! از لحاظ انسانی چی تفاوتی بین یک کودک اروپائی و امریکائی با یک کودک افغانی وجود دارد؟ ایا این کودک افغانی به جرم اینکه در افغانستان زاده شده است باید یک عمر ذلت وخواری بکشد؟ این چی دادگاهی و چی قضاوتی است که پسری به جرم پدر٬ پدرکلان ویا کاکا محکوم به تحقیر٬ توهین٬ خفت و خواری گردد؟ این چگونه عدالت بین مخلوقات و نشانی از بزرگی و مهربانی است؟ اگر عدالت خدا نتیجه نمی دهد و دنیا به این عقیده باورمند نیست پس در کدام ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر ذکر گردیده که باید مهاجرین افغان در زیر لگد و شکنجه پولیس یونان و ترکیه جان بدهند؟ درست است که مهاجرین افغان از دولت فاسد افغانستان هیچ گونه توقع در جهت بهبودی وضعیت شان ندارد ولی سکوت و نادیده گرفتن این قضیه از سوی جامه جهانی به هیج صورت قابل قبول نیست و تداوم این وضع بیانگر این واقعیت است که افغانی از لیست بشر بودن در دنیا حذف گردیده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-6577519744523695605?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://ghaznin.blogfa.com/post-5.aspx' title='پاترا و عمق تراژیدی مهاجرت افغان ها'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/6577519744523695605'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/6577519744523695605'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_1551.html' title='پاترا و عمق تراژیدی مهاجرت افغان ها'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i44.tinypic.com/5bbpy_th.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-2520624466332488366</id><published>2009-10-14T15:17:00.001+02:00</published><updated>2009-10-29T15:54:19.590+01:00</updated><title type='text'>در غزنی کدام قانون تطبیق می شود دولت اسلامی؟ یا امارت اسلامی؟!!</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بعد از سقوط رژیم طالبان و دوباره به صحنه آمدن و نیرومند شدن این گروه شورشی ضد دولت افغانستان و نیروهای خارجی در افغانستان و به وخامت گرائیدن وضعیت امنیتی در سراسر کشور، یکی از ولایاتی که خیلی زود به میدان نبرد های مسلحانه مخالفین دولت با نیرو های دولتی افغان و خارجی مبدل گشت و به منطقه نا امن شهره شد و یک بخش از سرویس های خبری رسانه های داخلی و خارجی را به خود اختصاص داد، همانا ولایت غزنی بود.&lt;br /&gt;در کنار غزنی ولایات دیگر چون، هلمند، قندهار، ارزگان، خوست، فراه و .. نیز از جمله ولایاتی به شمار می آیند که نا امنی آن ها برسر زبان هاست.&lt;br /&gt;اما در این میان به موضوع و وضعیت ناامنی و بد امنی در غزنی نسبت به مناطق دیگر نا امن، اهمیت کمتری داده شده است و توجه چندان صورت نگرفته است و بدین لحاظ وضعیت در این ولایت آن چنانی که بوده است، منعکس نشده است.&lt;br /&gt;و تنها به کلمه نا امن در مورد غزنی اکتفا شده است و بس . اما حالت های کنونی در غزنی نشان دهنده آنست که در بسا موارد غزنی وضعیت های بسیار وخیمی نسبت به ولایات هلمند، ارزگان و کندهار داشته است.&lt;br /&gt;ولایت غزنی یکی از ولایات جنوب شرقی به حساب می آید که شاهراه کابل قندهار از آن می گذرد. این ولایت نقطه اتصال چندین ولایت شمالی، شرقی و مرکزی با جنوب و جنوب غرب و جنوب شرق کشور است.&lt;br /&gt;در این اواخر، فعالیت های گروه مسلح طالبان در اکثریت نقاط این ولایت به طور فراوان انجام شده است و حتی در بسیاری موارد تهدیدات بزرگی را متوجه دولت و نیروهای خارجی در این ولایت نموده است، که گستردگی فعالیت های آنان نشانه یک نوع تسلط شان برخاک این ولایت می شود تلقی گردد.&lt;br /&gt;اما تسلط گروه طالبان بر غزنی، با وجود وضعیت حاکم در غزنی، همواره از سوی مقامات دولتی این ولایت، با الفاظ تند رد شده اند. اما مواردی را نیز می توان سراغ داشت که مسوولین دولتی در زمان بیان جمله ی حاکمیت صد فیصدی دولت برغزنی خجالت زده به نظر رسیده اند و از این می توان نتیجه گیری کرد که آنان از بیان جملات دروغین در این موارد خسته به نظر می رسند.&lt;br /&gt;ولایت غزنی دارای 18 ولسوالی است که اکثریت مطلق آن از امنیت خوبی برخوردار نیستند. طالبان ادعا می کنند که بر 13 ولسوالی آن حاکمیت کامل دارند و پنج ولسوالی باقی مانده، ولسوالی های هزاره نشینی هستند که امنیت نسبی خوبی دارند.&lt;br /&gt;جریانات حاکم نیز مسأله تقریبا مشابه این ادعا را نشان می دهد. اما دولت حاکمیت طالبان را بر 13 ولسوالی رد می کند و حاکمیت خود را در این مناطق فقط با حضور در زمین های به مساحت چند صد متری مقر ولسوالی ها و پایگاه های نظامی شان ثابت می سازند، و بقیه مناطق در ولسوالی ها از جاهای هستند که سال هاست قدم نیروهای دولتی جز در عملیات هایی که با تجهیزات زیاد نظامی انجام شده است در آن بدان جا نرسیده است که این گونه بازدیدها نیز برگشت بدون جنگ و تلفات را در قبال نداشته است.&lt;br /&gt;با این حال عده ای از مراکز ولسوالی ها نیز وضعیت های چندان خوبی ندارند. ولسوالی ناوه که چندین ماه از سقوط آن به دست طالبان می گذرد تا به حال شاهد بازگشت و آمدن نیروهای خارجی و افغان نبوده است و به درستی روشن نیست که نیروهای طالبان در آن حضور دارند و یاهم دولت و نیروهای خارجی ازدر و دیوار خالی آن نیزدر هراس هستند. با این که معلوم شده است که گروه طالبان علاقمند حضور پس از اشغال در مراکز ولسوالی و دیگر مکان ها نیستند.&lt;br /&gt;چنانچه در اتفاقات سقوط ولسوالی های رشیدان و اجیرستان نیزمعلوم شد که طالبان بعد از تصرف مراکز ولسوالی ها، اموال و تجهیزات به جامانده را به جاهای امن برای خود منتقل می کنند و به اشیای دیگر غیرقابل حمل آتش مي زنند و بعد محل را ترک می کنند.&lt;br /&gt;اما در جريان سقوط ولسوالی اجيرستان با اين که مردم به رسانه ها پس از چند روز سقوط ولسوالی گفتند که طالبان در مرکز ولسوالی حضور ندارند، نيروی های دولتی روزهای زیادی آن جا را خالی از حضور شان گذاشتند.&lt;br /&gt;ولی نيروهای خارجی به کمک ارتش ملی، ولسوالی خالی را چندين بار بمباران شديد کردند.&lt;br /&gt;در ولسوالی های غزنی جز چند ولسوالی از دير زمانيست دعاوی و مشکلات حقوقی و خانوادگی مردم به دولت راجع نمی شوند و دفتر های چون محکمه، زراعت، املاک و ثبت احوال نفوس از نبود مراجعين بسته شده اند و اکنون شايد ضخامت خاک نشسته بر دروازه ها و قفل های آن ها تجاوز از يک سانتی متر کند. طالبان در اين مناطق به مردم گفته اند که هيچ مشکل شان را به دولت راجع نسازند، زيرا طالبان با داشتن مسئول ولسوالی، مسئول نظامی منطقه، قاضی و غيره آماده ی رسيدگی به مشکلات آنان هستند و مردم نيز با مراجعه به طالبان در حل مشکلات شان از رفتن به ادارات دولتی که رشد فساد در آن ها شهرت زيادی یافته است اجتناب می ورزند، که با اين کار هر چه بيشتر حاکميت دولت زير سؤال برده می شود.&lt;br /&gt;طالبان درقريه جات ولسوالي ها و حتی در مربوطات مراکز ولسوالي ها می توانند بسيار به راحتی به صورت دسته جمعی يا انفرادی با پای پياده، موترسايکل و یا موترهای شان گشت و گذار نمايند، محکمه و مجلس داير نمايند، به متخلفين که از قانون شان سرپيچی کرده اند در انظار عامه جزا دهند و دروازه های مکاتب و روند های را که خلاف ميل آنان اند، ببندند. در حالي که دولت و نيروهای دولتی حاکميت شان را در مناطق همان گشت زنی های سريعی می خوانند که بعد از وقفه های ديری انجام می شود و بس.&lt;br /&gt;چند ولسوالی غزنی که در کنار جاده عمومی کابل قندهار واقع شده اند و نيز ولسوالی اندر که شاهراه غزنی- پکتيکا از آن می گذرد همواره شاهد فعاليت های گسترده ی نظامی گروه طالبان که بر ضد کاروان های نظامی و اکمالاتی نيروهای خارجی و افغانی انجام می شود بوده و چندين منطقه ی ولسوالی اندر، قره باغ، ناوه، آب بند، مقر و گيلان که در امتداد شاهراه ها واقع شده اند به نقاط مرگباری برای نيروهای خارجی و داخلی مبدل گشته اند و بسيار کم اتفاق می افتد که اين نيروها بدون دادن تلفات از آن جا بگذرد.&lt;br /&gt;تعدد پوسته های پوليس در امتداد دو شاهراه بزرگ کابل- قندهار و غزنی- پکتيکا هيچ اثری نتوانسته است در کاهش فعاليت ها و حضور طالبان داشته باشد و طالبان در چند متری پوسته های پوليس به موترهای که مواد مربوط به قوای ائتلاف را حمل می کنند، آتش می زنند و موترهای ملکی را به بازرسی می گيرند. اما پوليس از پوسته های شان به بسيار آرامی نظاره گر همچون اتفاقات هستند. و در بسياری موارد گفته شده است که پوليس در اين مناطق به خاطر حفظ خودشان قرارداد عدم مداخله در کارهای يکديگر را با طالبان دارند.&lt;br /&gt;اخذ مسئوليت تأمين امنيت شاهراه کابل – قندهار توسط ارتش ملی افغانستان نيز کاری کرده نتوانسته است و فقط طالبان مجبور شده اند تنها در ساحات چند متری قرارگاه های نوبنا شده ی ارتش ملی از فعاليت باز بمانند.&lt;br /&gt;اما در ساحات کمی دورتر از قرارگاه ها باز هم خون سردانه به فعاليت ها و کمين های شان ادامه می دهند.&lt;br /&gt;وقتی از مسأله ولسوالی ها که کمی از ساحه ی ديد مقامات دولتی دورتر هستند بگذريم و در مورد مرکز غزنی صحبت کنيم بسا مسائل مشابه و حتی خطرناک تری را شاهد بوده مي توانيم. در مرکز غزنی که در آن مرکز های بزرگ قوای ائتلاف، ارتش، امنيت و پوليس ملی با تمام نيروهاي شان حضور دارند و همه دفاتر مسئولين بلندپايه ی دولتی در آن قرار دارد، وسعت دامنه ی تسلط کامل دولت بر همه نقاط آن مورد ترديد شديد است و تنها محدود در شهر غزنی و مناطق متوصل به شهر در يک دايره بسيار کوچک می ماند که قرارگاه های نظامی و خارجی در آن واقع شده اند. اما با آن هم موارد زيادی را مي توان سراغ داشت که طالبان کارمندان دولتی را در ميان شهر و در نزديکی اين قرارگاه ها ترور کرده اند.&lt;br /&gt;اما آنچه مرکز غزنی را از مراکز دیگر ولایات ناامن کشور متفاوت می سازد. همانا، عدم و یا کم اتفاق افتادن حملات انتحاری و انفجارات ناشی از بم های کار گذاری شده در دفاتر دولتی و دیگر نقاط مرکز به ویژه شهر است. که این کار مایه ی فخر و به خود بالیدن بسیاری از مقامات بلند پایه ی دولتی در غزنی بوده است. و حتی یک عده از والی های اسبق غزنی آن را از بزرگترین موفقیت های شان خوانده و گفته اند که این کار از اثر تلاش های پیگیر آنان در جهت تأمین امنیت بوده است.&lt;br /&gt;در ولایت غزنی بعد از سقوط حکومت طالبان تعداد حملات انتحاری از پنج و یا شش بار تجاوز نمی کند که سه بار آن در مرکز اتفاق افتاده است در حالی که در مراکز ولایات نا امن چون هلمند، قندهار، خوست و .... حتی شهر کابل این اتفاقات به شکل گسترده اتفاق افتاده اند و شاید کل اتفاقات غزنی در این مــورد مساوی به تعداد اتفاقات یک ماه در این مناطق باشد.&lt;br /&gt;به نظر می رسد واقعیت ها درمرکزغزنی، خلاف آنچه باشد که ادعای مردان دولتی در غزنی مبنی بر تلاش و حاکمیت شان بر روند امنیتی باشد. گفته می شود مسوولیت پیشبرد فعالیت های گروه طالبان را در مرکز غزنی کسانی عهده دار هستند که خود باشنده مرکز غزنی هستند و آنچه که از گفته های کسانی که با آنان در تماس بوده اند هویدا می شود که آنان علاقمند انجام حملات انتحاری و انفجارات در مرکز به ویژه شهر غزنی نیستند و به آن کمتر اجازه داده اند که اتفاق بیافتد و جان افراد ملکی گرفته شود.&lt;br /&gt;از طرف دیگر نظر به جریانات و وضعیت های حاکم در مرکز غزنی هویدا می شود که طالبان به خاطر ضربه زدن به نظامیان خارجی و دولت نیاز به حملات انتحاری ندارند. زیرا آنان می توانند درچند متری مقر قوای ائتلاف افراد را اختطاف کنند، کارمندان امنیتی را در نزدیکی پوسته های پولیس و قرار گاه ارتش ملی به قتل برسانند و حتی به دفتر قوماندان امنیه ی ولایت با نارنجک (بم دستی ) حمله ور شوند و خود سالم محل را ترک گویند و این مؤثریت زیادی نسبت به حملات انتحاری دارد .&lt;br /&gt;پس ضرورت انفجار و یا حملات انتحاری چیست!؟&lt;br /&gt;پس کمتر اتفاق افتادن حملات انتحاری در غزنی موفقیت دولت است و یا طالبان!؟&lt;br /&gt;در پهلوی چند ولسوالی هزاره نشین غـزنی، مرکز غزنی یگانه جای در همه ی این ولایت است که مردم باید از قوانین نافذه دولت در آن اطاعت کنند و برای حل مشکلات حقوقی و دعاوی شان به دفاتر دولتی مراجعه کنند.&lt;br /&gt;اما تمامی مردم مرکز غزنی نیز از همه نقاط مرکز به دولت مراجعه نمی کنند و تنها کسانی که تا به حال مراجعین دفاتر دولتی باقی مانده اند، مردم داخل شهر و چند نقطه نزدیک شهر است. اما دیده می شود که روز به روز در کمیت شان کاستی به عمل می آید که از یک طرف تنگ شدن حلقه حاکمیت دولت و از سوی دیگر فساد سر به فلک کشیده ی در حال رشد در دفاتر دولتی، وضعیت را روز به روز پیچیده تر می کند و در بسیار مواردی که مردم به خاطر حل مشکل به دولت مراجعه می کنند در کنار این که به مشکل شان رسیدگی نمی شود بر علاوه مشکلات دیگری نیز برای شان خلق می شوند.&lt;br /&gt;چنانچه در چندین منطقه شهر که هر کدام بیشتر از سه و یا چهار کیلو متر با دفتر والی و قوماندان امنیه ولایت فاصله نداشته اند بعد از پیدا شدن راهزنان و دزدانی که اموال خانه ها و راهروان را می دزدیدند، به دولت شکایت می شود، اما هیچ اقدام در زمینه صورت نمی گیرد، مردم مجبور می شوند که به طالبان مراجعه کنند که بعدا طالبان این دزدان را دستگیر می کنند و مردم از شر آنان تا اندازه خلاصی می یابند.&lt;br /&gt;در مرکز غزنی قریه جات هستند که مدت های زیادی است فعالیت های گروه طالبان در آن به شکل گسترده ی ادامه دارد و رو به افزایش است که می توان به عنوان مثال از قریه های اسفنده، منگور، آرزوٍ، شالیز و...یاد کرد که نزدیک ترین آن 5 و دور ترین 12 کیلو متر از مر اکز بزرگ نظامی دولت و قوای خارجی و دفتر والی فاصله دارد، نام برد که به مراکز فعالیت های طالبان مبدل گشته اند و طالبان مسلح شب و روز به صورت گروهی و یا انفرادی در آن گشت و گذار دارند و در این مناطق قانون طالبان که خود آن را قانون امارت اسلامی می خوانند تطبیق می شود.&lt;br /&gt;مانند ولسوالی های غزنی، در این مناطق مرکز غزنی نیز طالبان به مردم گفته اند که از مراجعه به دولت در تمام موارد بپرهیزند و حتی کمک های دولتی و نیروهای خارجی را نیز نپذیرند و مردم نیز با قبول خواسته های طالبان دیریست که به دولت مراجعه نمی کنند و بدین گونه دولت ماهیتش را در این مناطق دارد از دست می دهد. و همچنان دولت نیز برای آسودگی خودش جنجال مردم این مناطق را از سرش دور می کند و این چنین رابطه فی مابین مردم و دولت از بین می رود.&lt;br /&gt;در این مناطق طالبان کارمندان ملکی و نظامی دولتی را گفته اند تا وظایف خود را ترک نمایند. بسیاری از کسانی که وظایف دولتی داشتند وظایف خودرا ترک کردند. یک عده هم با فامیل های شان مجبور به ترک محل شدند و دیگرانی که وظیفه و محل را ترک نکردند کشته شدند. طالبان در این مناطق کسانی را که حتی در قرار گاه های نیروهای خارجی و داخلی در بدل پول به پاک کاری و جاروب کشی زمین ها می پردازند به قتل می رسانند. به این اساس یک عده ی زیادی از جوانانی که در صفوف ارتش و پولیس ملی و یا هم قرار گاه های نظامی وظیفه دارند و هنوز هم فامیل های شان در محل زندگی می کنند، نرفتن به خانه ها را نسبت به کشته شدن ترجیح داده اند.&lt;br /&gt;بسیاری از آنان را می توان سراغ داشت که مدت های درازیست در حالی که محل وظیفه ی شان کم ترین فاصله را با خانه های شان دارد، فامیل های شان را ملاقات نکرده اند و اگر ملاقات کرده اند آن هم به شکل صورت گرفته است که فامیل های شان مانند زندانیان به سراغ آنان آماده است و حتی بعضی از کسانی که به خانه رفته نتوانسته اند می گویند که این مشکل حتی بیشتر از یک سال و دوسال را در بر گرفته است.&lt;br /&gt;در های مکاتب دخترانه در همین مناطق بنابر اخطاریه های طالبان بسته شده اند، معلمین و شاگردان مجبور به خانه نشینی گردیده اند.&lt;br /&gt;دولت مردان در این مناطق زمان های دیریست قدم رنجه نکرده اند. یکی ازین مناطق مرکز که هم برای دولت و هم برای گروه طالبان از اهمیت خاص برخوردار است قریه اسفنده است که نام آن قبلا نیز ذکر شد. اسفنده یک قریه بزرگ جنوبی مرکز غزنی است که در کنار شاهراه کابل - قندهار واقع شده است و فاصله آن با شهر غزنی جایی که مقام ولایت در آن واقع می باشد 10 کیلو متر است و قرارگاه مجهز و بزرگ قوای ائتلاف از آن فقط 4یا 5 کیلو متر فاصله دارد و این قرار گاه در زمین های مربوط این قریه بنا یافته است.&lt;br /&gt;این منطقه برای طالبان از چندین جهت حایز اهمیت است. یکی این که در زمان اقتدار رژیم طالبان افرادی مهم سیاسی و پالیسی ساز تحریک از این منطقه غزنی بوده اند و اکنون نیز بسیاری از افراد مهم گروه طالبان از اهالی این منطقه هستند وهمخوانی های فکری و وابستگی های منطقوی و قومی زمینه خوب فعالیت را در این منطقه برای شان میسر ساخته است، از سوی دیگر با واقع شدن این قریه در کنار جاده کابل- قندهار که روزانه کاروان های زیادی اکمالی و نظامی از آن می گذرد زمینه خوبی انجام کمین ها و حملات چریکی از باغ های و درخت زار های نزدیک شاهراه در این قریه برای طالبان میسر است تا ضربات بیشتری را به قوای داخلی و خارجی و همچنان کاروان های اکمالاتی وارد سازند.&lt;br /&gt;همچنان موجودیت و حضور طالبان در این قریه بسیار نزدیک به شهر و مرکز خارجیان یک نوع جنگ روانی نیز به شمار می آید و توانسته است مردم و دولتیان را متأثر سازد. و نیز حضور این گروه در این منطقه فعالیت های شان را در شهر و مناطق دیگر می تواند تقویت بخشد.&lt;br /&gt;دولت به این قریه به خاطر اهمیت قایل است که فعالیت گروه طالبان در جایی که به اصطلاح می توان صدای پای را از آن جا شنید، به این گستردگی و نداشتن حاکمیت بر آن یک نوع مایه شرم به شمار می آید. اما اهمیت آن برای دولت بدان معنی نیست که دولت درغزنی برای حاکمیت برین منطقه تلاش نموده باشد. دیرزمانیست که هیچ عملیات درآن جا انجام نشده است و هیچ فردی دولتی بلند و یا پایین رتبه، برای این که این نقطه را ظاهراً ازجمله مناطق تحت کنترول شان نشان بدهند، بدان جا قدم نگذاشته اند.&lt;br /&gt;با این که از بسته شدن مکاتب دیرزمانی می گذرد، تا به حال هیچ فردی از سوی دولت آن مشکل راحتی نپرسیده است.اما با این هم مقامات درغزنی تسلط طالبان و نداشتن حاکمیت برین منطقه راشدیداً رد می کنند.&lt;br /&gt;مقامات بلند رتبه در غزنی حاکمیت شان را بر اسفنده توسط گشت زنی های چند دقیقه ای که در طول چند سال باهمراهی تعداد زیادی افراد مسلح و تجهیزات نظامی، فقط چند باری انجام شده است، ثابت می سازند و زمان باقی دیگر را به طالبان مسلح واگذارمی کنند تا درین منطقه ی به گفته ی خودشان، تحت حاکمیت دولت آزادانه، 24 ساعت گشت و گذار نمایند. اما مناطق مثل منگور، شالیز و....از جمله مناطقی اند که دیریست هیچ گاهی حتی گشت زنی مقامات و نیروهای دولتی درآن اتفاق نیافتاده است و دارند فراموش می شوند که خاک غزنی اند و دولت باید به یک نوع حاکمیت اش را در آن جا نشان دهد. باتوجه به مسایل یادشده که به شکل بسیارخلاصه بیان شد اکنون می توان حدس زد که میزان خاک تحت سلطه دولت در غزنی و حتی در مرکز این ولایت به چند فیصد می رسد.&lt;br /&gt;اتفاق مهم وداغ دیگری که درین روزها توجه همگانی را نسبت به حاکمیت طالبان درغزنی جلب کرده است، اخطاریه ی این گروه به شبکه های تلفونی مبنی برتوقف کلی فعالیت های شان در سراسرغزنی بود که خیلی زود جامه عمل پوشید وغزنی را مانند جزیره از دیگر جاها جداساخت و حتی توانست تماس های والی ولایت را با مرکز، اقارب و فامیلش قطع کند.&lt;br /&gt;قبلا نیز بنا بر اخطار های گروه طالبان، شبکه های تلفونی در بسیاری ولایاتی که طالبان برآن به گونه ای مسلط بودند، به فعالیت های شان از طرف شب ادامه نمی دادند. اما در مراکز همان ولایات، این فعالیت ها در جریان شب قطع نمی شندند و در این میان یگانه مرکزی که در جریان شب درآن وقت خدمات تلفونی در آن قابل دسترس نبود مرکز و شهر غزنی بود.&lt;br /&gt;طالبان دلیل قطع کلی خدمات تلفونی را در سراسر غزنی، استفاده جاسوسان نیروهای دولتی و خارجی در رد یابی افراد وابسته به گروه شان بیان می دارند و می گویند از این ناحیه تلفات دیده اند.&lt;br /&gt;اما فکر می شود که این مسأله ، مقاصد سیاسی دیگری داشته باشد. و آن این که طالبان دیگر نشان بدهند که آنان هرچه بخواهند در غزنی انجام داده می توانند، و حتی باید گذشته از مردم عام، بالای دولت نیزخواسته شان تحمیل شود و هویدا گردد که این دولت است که باید از طالبان پیروی کند، نه طالبان که از دولت. با این که آنتن های شبکه های تلفونی در مرکز غزنی، همه در نزدیکی قرارگاه های نظامی ای چون مقر&lt;br /&gt;های پولیس و ارتش ملی، قرارگاه قوای ائتلاف و حوزه های امنیتی واقع شده اند، امنیت این شان تأمین نیست. چنانچه چندی پیش طالبان یک پایه ی آنتن شرکت اریبا را که در عقب قرارگاهی ارتش ملی قرار داشت به دلیل این که چند شب فعالیت شبانه داشت و از حکم طالبان سرپیچی کرده بود، از فاصله بسیار نزدیک مورد هدف قرار دادند و آن را از کار انداختند.&lt;br /&gt;بنا بران مسوولین شبکه ها پذیرفته اند که تا اجازه دوباره از سوی گروه طالبان در غزنی فعالیت های شان را به طور کلی، حتی در شهر غزنی متوقف سازند.&lt;br /&gt;در این جا سوال مطرح می شود که آیا در غزنی قانون و خواست دولت تطبیق می شود یا طالبان ؟!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-2520624466332488366?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://ghaznin.blogfa.com/8710.aspx' title='در غزنی کدام قانون تطبیق می شود دولت اسلامی؟ یا امارت اسلامی؟!!'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/2520624466332488366'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/2520624466332488366'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_6977.html' title='در غزنی کدام قانون تطبیق می شود دولت اسلامی؟ یا امارت اسلامی؟!!'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-1681999919341880139</id><published>2009-10-14T15:10:00.002+02:00</published><updated>2009-10-29T15:53:07.438+01:00</updated><title type='text'>چرا شرایط برای افغانها غیر قابل تحمل می شود؟</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: left" dir="ltr" trbidi="on"&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سوگوارانه ؛گردش ايام در اين دايره خبيثه؛ زايش و پرورش رهبراني را باعث شده كه مردم آزاري و انتقام گيري از مردم خطوط اساسي زنده گي سياسي آنها را تشكيل ميدهد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;يك تحقيق كميته بين‌المللي صليب سرخ از چهار هزار تن در هشت كشور جنگ زده جهان به شمول افغانستان نشان داده كه بيش از نيمي از غير نظاميان مجبور به فرار از منازل خود شده و در كشور هاي مثل افغانستان و ليبريا شكنجه افراد ملكي يك امر معمولي است. بر اساس اين نظرسنجي غير قابل تحمل‌ترين شرايط براي غير نظاميان در افغانستان و ليبريا بوده است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;افغانستان نزديك به سه دهه است كه گرفتار درگيري و جنگ بوده و هزينه هاي هنگفت مادي و معنوي را به آن پرداخته است. البته جامعه جهاني در بازسازي زيرساختهاي مادي در بعضی مناطق كشور كمك بزرگي كرده اند اما دريافت هاي اين نظر سنجي ميرساند كه متاسفانه زيربناهاي معنوي مردم و كرامت انساني آنها همچنان مخروبه مانده و مرز هاي آن در حال متلاشي شدن ميباشد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ناپديد شدن اقارب، چپاول دارايي ها ، مجروحيت؛ گروگان گيري و بازداشتها خود سرانه توسط جناحهاي درگيري و متخاصم و تحقير از تجربه‌هايي است كه يك امر معمول براي شهروندان افغانستان بوده و تقريبا ميتوان گفت كه به سرنوشت ابدي تبديل شده باشد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بازنده اصلي درگيري ها و خشونت هاي جاري افغانستان شهروندان ملكي به دليل رعايت نكردن كمترين قواعد بين المللي و ارزش هاي انساني درجريان درگيري هاي يوده اند؛ بنا يافته هاي اين گزارش در رابطه به وضعيت شهروندان كشور از آن جهت قرين حقيقت است كه شعاع غير قابل تحمل شدن شرايط با گذشت هر روز وسيع و همگاني شده و قربانيان آن نيز افزايش ميابد. حضور ميليونها آواره افغان در سراسر جهان و ادامه فرار از سرزمين آبايي بدليل دست باز بودن جنايتكاران ؛ غيابت قانون ؛ بي تفاوتي و بي ميلي اولياي امور براي حفاظت جاني و نبودن تضمين هاي امنيتي و شغلي؛ همه مصداق هاي زنده وضعيت موجود بوده و سيلي محكم بر روي كساني است كه بنام مردم ؛ دعوا حاكميت و نماينده گي دارد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-1681999919341880139?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://ghaznin.blogfa.com/post-11.aspx' title='چرا شرایط برای افغانها غیر قابل تحمل می شود؟'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/1681999919341880139'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/1681999919341880139'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_6746.html' title='چرا شرایط برای افغانها غیر قابل تحمل می شود؟'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-2084739894851178926</id><published>2009-10-14T15:05:00.002+02:00</published><updated>2009-10-29T16:03:43.535+01:00</updated><title type='text'>از طالب تا دموکرات، راه یک شبه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;a href="http://i42.tinypic.com/2u91ftd.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 294px; FLOAT: left; HEIGHT: 228px; CURSOR: hand" border="0" alt="" src="http://i42.tinypic.com/2u91ftd.jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; باشکل گیری گروه بنیاد گرایی دینی تحت عنوان طالب در مناطق قبایلی پاکستان با همکاری مالی وتسلیهاتی حکومت وقت پاکستان و شبکه تروریستی القاعده این گروه بحیث یکی از طرف های درگیر در حنگ های داخلی افغانستان داخل کشور گردیده وبا سرعت تمام رنگ و بوی قومی٬ مذهبی و زبانی گرفته و پشتوانه قوی قومی را ایجاد نمود.&lt;br /&gt;این گروه با اندک فعالیت با پشتوانه هنگفت مالی کشور های حامی تروریست و هدف تائسیس یک حکومت پشتونی در افغانستان به تفریباْ نصفی از کشور مستقر گردیده و به جنگ و قتل عام سایر اقوام و طرف های درگیر اغاز نمود که مردم افغانستان٬ جامعه جهانی و صفحات تاریخ ننگین افغانستان بزرگترین و غمبارترین فاجعه های انسانی را به نظاره نشستند. این گروه با اشغال کابل امارت اسلامی را در ان بنا نهاده و کشور های حامی تروریست نیز انرا به رسمیت شناخته و سفیر تبادله کردند. حال سوال اینجاست که اعضای این گروه کی ها و از چه نوع ایدئولوژی برخوردار بودند؟ زمزمه ها طوری است که می گویند طالب در پاکستان ایجاد گردید و تمام اعضای ان نیز پاکستانی٬ قسماْ چی چینی و یک تعداد عرب ها بودند که داخل افغانستان گردیده وکشور را اشغال نمودند و چشم به چشم افسوس نیز می خورند. گویا که هیچ افغانی در ان شرکت نداشته اند. حال انکه واقعیت چیزی جز این نیست که نیروی انسانی این گروه تماماْ افغان هایی بودند دارای ریش های بلند٬ لنگی های کلان و دامن های دراز که به زبان پشتو صحبت می کردند و هم اکنون نیز در افغانستان زندگی می نمایند. یک تعداد شان ریش های جنگلی را تراشیده٬ بجای لنگی کلاه قره قول بسرگذاشته وبه جای دامن های دراز شلوار و نیکتایی می پوشند و به صفت انسان های دموکرات موقعیت های کلیدی دولت را در اختیار داشته و سنگ اساس گذاران دموکراسی و منادیان حقوق بشر را به سینه می کوبند. عده دیگر که بجرم سهمیه سایر اقوام در دولت از زمامداری محروم ماندند هفتاد فیصد خاک کشور را در کنترول در اورده و هم چنان به اعمال دهشت افگنی و تروریستی خود ادامه داده و روزانه موجب قتل دها انسان بی گناه و خرابی کشور می گردد. ایدئولوژی این گروه اعم از موافق و مخالف دولت عبارت از هویت دادن پشتونی افغانستان٬ نابودی اقوام٬ مذاهب و زبان های دیگر٬ به اسارت در اوردن زنان٬ کشت و ترافیک مواد مخدر وسایر اعمال تروریستی و دحشت افگنی می باشد. زمامداران امروز دولت افغانستان که به طبل دموکراسی گلو پاره می کنند اکثراْ همان طالبان دیروز اند که میخواهند تغیر قیافه ولباس را پوششی برای ایدئولوژی ضد انسانی شان قرار داده و با شعار دموکراسی انرا بالای مردم تطبیق نمایند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: left" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آزادی بیان تنها دست اورد ادعا شده از سوی دولت در طول هفت سال گذشته بوده است حال انکه ما شاهد ده ها نوع فعالت دولت در راستای سرکوب دارندگان اندیشه های مخالف دولت هستیم. روزانه ده ها انسان بخاطر اندیشه هایش چی در ساحات تحت کنترول دولت و چی در ساحات تحت کنترول طالبان محکوم به قتل و شکنجه میگردد. روزانه ده ها فعال حقوق بشر و روزنامه نگار به گوشه های زندان فرستاده می شود و ده نوع اعمال ضد بشری نظیر تجاوزات جنسی٬ ادم ربائی ها و قاچاق اطفال به کمک دولت مردان امروز یا طالبان دیروز انجام می پذیرد. انهم بدلیل اینکه تغیر قیاقه و لباس هیچگاهی منجر به تغیر ایدئولوژی نمی گردد. و از طالب بودن تا دموکرات شدن راهی نیست که یک شبه انرا پیمود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-2084739894851178926?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://ghaznin.blogfa.com/post-10.aspx' title='از طالب تا دموکرات، راه یک شبه'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/2084739894851178926'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/2084739894851178926'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_649.html' title='از طالب تا دموکرات، راه یک شبه'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i42.tinypic.com/2u91ftd_th.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-5935051116835788851</id><published>2009-10-14T15:00:00.002+02:00</published><updated>2009-10-29T16:03:17.528+01:00</updated><title type='text'>تجاوز جنسی بر یک دختر هفت ساله در غزنی</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="BORDER-BOTTOM: medium none; TEXT-ALIGN: justify; BORDER-LEFT: medium none; BORDER-TOP: medium none; BORDER-RIGHT: medium none" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;a style="MARGIN-BOTTOM: 1em; FLOAT: left; CLEAR: left; MARGIN-RIGHT: 1em; cssfloat: left" href="http://i25.tinypic.com/2j13ehi.jpg" imageanchor="1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img border="0" src="http://i25.tinypic.com/2j13ehi.jpg" width="320" height="238" vr="true" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مسئولين ولايت غزنى، از تجاوز جنسى بر يک دختر هفت ساله در ولسوالى قره باغ اين ولايت خبر داده اند .&lt;br /&gt;به گزارش آژانس خبری پژواک، داکتر عثمان عثمانى، والى غزنى روز پنج شنبه گفت راضيه دختری کوچک است که روز چهارشنبه در قريه سنگى ولسوالى قره باغ مورد تجاوز قرار گرفته است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;وى علاوه نمود که دختر يادشده، بعد از اين واقعه به شفاخانه ملکى غزنى منتقل گرديده و عبدالغفار ٢٠ ساله، تجاوز کننده مذکور شام همان روز توسط پوليس دستگير گرديد .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;والى غزنى اين عمل را يک جرم بزرگ خواند و علاوه نمود که عبدالغفار توسط ارگان هاى قضايى، شديداً مجازات خواهد شد .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;په گفته داکتر اسماعيل ابراهيم زى، رئيس شفاخانه ملکى غزنى ، زمانى که راضيه به شفاخانه آورده شد ، وضعیت صحى وى خوب نبود ، اما وی اکنون آرام است .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اگر چه اين دختر در شفاخانه ملکی غزنی به نماينده گان رسانه ها نشان داده شد ، اما اجازه مصاحبه با وى و اعضاى خانواده وى داده نشد .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;راضيه که در بستر شفاخانه قرار داشت ، همچنان هراسان به نظر مي رسيد .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دو ماه قبل نيز يک پسر خرد سال در شهر غزنى توسط يک پوليس مورد تجاوز جنسى قرار گرفته بود .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به گفته والى غزنى ، پوليس يادشده به ١٥ سال قيد محکوم شده و در حال حاضر، در زندان پلچرخى به سر مي برد . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-5935051116835788851?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://ghaznin.blogfa.com/8708.aspx' title='تجاوز جنسی بر یک دختر هفت ساله در غزنی'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/5935051116835788851'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/5935051116835788851'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_2895.html' title='تجاوز جنسی بر یک دختر هفت ساله در غزنی'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i25.tinypic.com/2j13ehi_th.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-4619062585056695532</id><published>2009-10-14T14:54:00.004+02:00</published><updated>2009-10-29T16:02:34.842+01:00</updated><title type='text'>فرار سرمایه، عوامل و پیامد های آن</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;a style="MARGIN-BOTTOM: 1em; FLOAT: left; CLEAR: left; MARGIN-RIGHT: 1em; cssfloat: left" href="http://i42.tinypic.com/8xpws4.png" imageanchor="1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img border="0" src="http://i42.tinypic.com/8xpws4.png" width="249" height="320" vr="true" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از انجائیکه رفاه اجتماعی در هرجامعه وابسته به اندازه امکاناتی است که در خدمت مردم ان قرار می گیرد، در بعضی از جوامع یا کشور ها در اثر رشد و افزایش کالاهای معیشتی که همگام با رشد و پیشرفت در عرصه های صنعت و تکنولوژی و استفاده معقول از عوامل تولید صورت گرفته است، یک درجه بلندتری از رفاه اجتماعی واقتصادی را برای اتباع خویش فراهم ساخته اند. ولی بعضی از جوامع و کشورها در اثر بعضی از عوامل چون بحرانهای سیاسی واقتصادی و ضعف مدیریت که نتوانسته اند از عوامل تولید بصورت درست و بهینه استفاده نمایند، از یک درجه پاین و پاینتری از رفاه برخوردار می باشند. ازین جهت است که کشور ها به لحاظ دسترسی به وسایل وامکانات معیشتی، به کشور های توسعه یافته یا جهان اول، کشور های درحال توسعه یا کشور های جهان دوم و کشور های عقب مانده یا کشور های جهان سوم دسته بندی گردیده است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چگونگی تولید کالاها و عرضه ان دربازار غرض رفع احتیاجات جامعه، تا اندازه زیاد مربوط به چگونگی نظام اقتصادی کشورها و یا جوامع می باشد. در چوکات نظام اقتصادی سوسیالیسم، دولت ها برحسب معیار پلان مرکزی تصمیم اتخاذ می دارند که چی تولید کنند؟ برای کی ها تولید کنند؟ و چگونه تولید کنند؟ ویا ترکیب عوامل تولید غرض رفع احتیاجات مردم و تامین رفاه عامه از وظایف دولت ها بوده است. ولی در چوکات نظام اقتصاد لیبرالیسم و یا نظام اقتصاد بازار، درمورد تولید و عرضه کالاها، دولت ها در محراق تصمیم گیری قرار ندارند، بلکه تصدی های خصوصی تصمیم می گیرند که چی، برای کی و چگونه تولید کنند تا در بازار و در رقابت با سایر تصدی ها ، عوامل تولید را قسمتی ترکیب نمایند که از یکطرف کالاهای با کیفیت بهتر برای مردم عرضه نمایند وازطرفی دیگر تولیدات شان را افزایش داده ومفاد شان را اعظمی بسازند. که در اکثر از مواقع، شرایط و حالات اقتصادی وسیاسی برای انها زمینه تولید بیشتر وبهتر را مساعد نمی سازد ویا قلت عوامل تولید، که همانا کار یا نیروی بشری، سرمایه و زمین یا مواد خام واولیه است، برایشان مجال انرا نمی دهد تا تولیدات خودرا افزایش داده و مقدار کالاهای بیشتر و بهتری برای مردم عرضه دارند تا احتیاجات جامعه بصورت درست واساسی مرفوع گردد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سرمایه منحیث یکی از مهمترین و اساسی ترین عوامل، در عملیه تولید کالاها و انکشاف اقتصادی رول حیاتی را بازی می نماید. قلت این عامل در اکثر از کشور ها باعث کندی فعالیت های اقتصادی گردیده و از رشد اقتصادی جلوگیری نموده است. که عمدتاً کشورهای جهان سوم یا کشور های کمتر توسعه یافته به این مشکل مواجه بوده و در اثر عدم دسترسی به سرمایه و تکنولوژی هنوز این کشور ها قادر نگردیده اند تا امکانات مناسب و درست در اختیار اتباع خویش قرار داده واز فقر همیشگی خودرا نجات دهند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;افغانستان نیز باسپری نمودن بحرانات دامنه دار سیاسی واقتصادی در ردیف کشور های قرار دارد که اتباع ان حتی از پاینترین سطح معیشتی برخودار نبوده و عدم دسترسی به وسایل و کالاهای معیشتی باعث گردیده که بیش از هفتاد فیصد نفوس این سرزمین در زیر خط فقر با بدترین شرایط زندگی نمایند. و ازطرف دیگر قلت سرمایه و عدم تولیدات داخلی برای تامین امکانات و وسایل عاجل و ضروری زندگی مردم، دولت را باچالش بزرگی مواجه ساخته و هرروز حلقه ان تنگ و تنگ تر می گردد. زیرا امروزه تمام کالاهای مورد نیاز افغانستان از کشور های خارجی وارد میگردد که حکایت کننده یک اقتصاد ویک کشور کاملاً مصرفی می باشد. این موضوع از انجا خطرناک تلقی میگردد که با اندک ترین تغیر در روابط و سیاست های کشور های که با افغانستان معاملات تجارتی انجام می دهد، مردم شاهد بحران های شدید خواهد بود همچنانیکه بحران غذایی و بحران نفت و گاز امروزه در بازار های افغانستان بیداد می کنند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;با وجودیکه بعد از تشکیل دولت موقت در افغانستان یک تعدادی از سرمایگذاران داخلی و خارجی با بیم وهراس فراوان داخل افغانستان شدند و سرمایه های شانرا به هدف تولید به کار انداختند، آنهم به خاطر اینکه افغانستان یک بازار خوبی بود برای فروش و بدست اوردن مفاد. اما در این اواخر ما شاهد فرار این سرمایه ها از افغانستان می باشیم. که در راستا اداره حمایه سرمایگذاری افغانستان (ایسا) چندین بار اظهار نگرانی نموده است. خارج شدن این سرمایه ها و یا توقف سرمایه گذاری در افغانستان به دلایل متعددی صورت گرفته است، از یکطرف سرمایه گذاران و شرکت های تولیدی داخلی از طرف دولت مورد حمایه قرار نگرفته و بعضاً در اثر مواجه شدن باسیاست های دمپنگ و رقابت با تولیدات خارجی نتوانسته اند فعالیت های خودرا دوام دهد و ناچار فعالیت های خودرا تعطیل و سرمایه های خودرا از افغانستان خارج نموده که نمونه های ان یک تعداد شرکت های است که در هرات به شکست مواجه گردید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عامل دوم واساسی نبود امنیت در کشور بوده که باعث فرار سرمایه ها گردیده است. بی امنیتی و بی ثباتی نه تنها اینکه جریان فعالیت های این شرکت ها و یا سرمایه گذاران را با مشکل مواجه ساخته، بلکه خطرات از بین رفتن سرمایه هایشان و حتی خطرات جانی نیز این سرمایه گذاران را تحدید و وادار به خارج نمودن سرمایه های شان نموده است. که در این راستا ما شاهد به گروگان گرفتن ده ها تن از سرمایگذاران از سوی گروه های مختلف هستیم. ولی یک تعدادی از شرکت های هستند که هنوز مشکلات امنیتی را تحمل نموده وبه فعالیت های خود ادامه داده اند، مانند شرکت های مخابراتی که انتن های مخابراتی شان چندین بار مورد حملات راکتی طالبان قرار گرفته ودر این اواخر این شرکت هارا مجبور نموده اند تا فعالیت های شبانه خودرا در ولایات جنوبی قطع نمایند. و در اینده امکان ان می رود که فعالیت های انهارا در جریان روز نیز تحدید نموده و قطع نماید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;فساد اداری، نبود سیستم منظم مالیاتی، نبود زیر ساخت ها و شرایط نا مساعد همه و همه مشکلاتی اند که فرا راه سرمایه گذاری در افغانستان عرض وجود نموده و سبب توقف سرمایه گذاری و فرار سرمایه از کشور گردیده است. هرچند که امروزه گاه گاهی در سایر کشور های جهان نیز فرار سرمایه از یک کشور به کشور دیگر صورت میگیرد، که عامل عمده ان بعضاً رویکردهای دولت ها به ارتباط افزایش مالیات بالای این شرکتها ویا فشار کارمندان مبنی بر افزایش مزد ومعاش شان بوده و بلاخره افزایش مصارف ناشی از مالیات و مزد ومعاشات این سرمایگذاران را مجبور به انتقال سرمایه از یک کشور به کشور دیگر نموده است که واضحاً پیامد های ناشی از فرار سرمایه ها عبارت از کاهش تولیدات داخلی، افزایش سطح بیکاری، کاهش عاید و تقاضا که این عوامل باعث رکود اقتصادی گردیده و بلاخره به بحران می انجامد. بناً در افغانستان هرگاه اقدامات جدی در جهت جذب و حمایه سرمایه گذاری های داخلی و خارجی صورت نگیرد، کسر بیلانس تجارت ناشی از تورید کالاها از خارج روز بروز افزایش یافته و رشد محصولات داخلی کشور به بن بست مواجه خواهد شد. که نتیجه و پیامدهای ان همانا فقر، گدایی، ضعف و وابستگی می باشد&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right" dir="rtl" align="justify" trbidi="on"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-4619062585056695532?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://ghaznin.blogfa.com/post-9.aspx' title='فرار سرمایه، عوامل و پیامد های آن'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/4619062585056695532'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/4619062585056695532'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_2923.html' title='فرار سرمایه، عوامل و پیامد های آن'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i42.tinypic.com/8xpws4_th.png' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-4629212603992270992</id><published>2009-10-14T14:54:00.002+02:00</published><updated>2009-10-29T15:15:41.486+01:00</updated><title type='text'>چالش های فرا روی معارف در کشور</title><content type='html'>&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;&lt;div class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://i44.tinypic.com/r19yrm.jpg" imageanchor="1" style="clear: left; cssfloat: left; float: left; margin-bottom: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="211" src="http://i44.tinypic.com/r19yrm.jpg" vr="true" width="320" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;جهل و فقر فرهنگی جامعه افغانی سال هاست که منجر به بدبختی های بزرگ مانند جنگ و ویرانی ها٬ فقر و عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی و مهم تر از همه آله دست قرار گرفتن کشور های زیدخل در کشمکش های افغانستان گردیده است که این جهل و بی سوادی حاصل و یا نتیجه زحمت کشی های زمامداران جاهل و باباهای متعصب ملت افغانستان می باشد. هرگاه به بررسی ریشه های بد بختی و ویرانی در افغانستان بنشینیم چنین نتیجه گیری می توان کرد که هرگاهی مردم افغانستان لاز سواد و فهم کافی برخوردار می بود هیچگاهی اسلحه به جان نم یگرفتند و کشور را به توپ نابودی نمی بستند و هیچگاهی بحیث مهره های کشور های ذینقع در مسایل وقضایای افغانستان مورد استعمال قرار نمی گرفتند و این بی سواد نگهداشتنن مردم مخصوصاْ اقلیت های قومی و مذهبی نیز نتیجه سیاست های غلط و فاشیستی پادشاهان قدرت پرست افغانستان می باشد. &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;کنفرانس بن با بازگشائی صفحه جدیدی در تاریخ افغانستان زمینه ساز بازسازی و احیای مجدد افغانستان در همه عرصه ها گردید. معارف در افغانستان که هیچگاهی یک حالت بهبودی را تجربه نکرده بود توجه جامعه جهانی را به خود جلب نموده و تا اندازه مورد حمایت قرار گرفت. صدها مکتب باز سازی گردیده وصد ها مکتب دیگر جدیداْ اعمار گردید. اطقال با خرسندی به در وازه های مکاتب ریختند و از تغیرات بوجود امده در سرنوشت شان اسقبال کردند. و تا سال ۲۰۰۷ در حدود بیش از شش میلیون کودک افغان تحت پروسه اموزش و پرورش قرار گرفت. با وجود کمبود امکانات درسی و ده ها مشکل دیگر باز هم وضعیت رو به بهبودی گرائیده بود. ولی متاسفانه در این اواخر که حاکمیت مرکزی از سوی افرادی موسوم به گروه طالبان و حزب اسلامی در بسیاری از نقاط افغانستان مخصوصاْ در مناطق نا ارام جنوبی تضعیف گردید وضعیت معارف نیز تحت سلطه اندیشه های طالبانی بعضی از افراد که خودرا طالب می خوانند رو به خرابی گرائیده است. به اتش کشیدن صدها مکتب٬ تیزاب پاشی بر روی دختران دانش اموز و مورد تهدید قرار گرفتن دانشجویان و استادان مکاتب وضعیت معارف را به شدت اشفته ساخته است. بطور نمونه در ولایت غزنی در هفت ولسوالی مکاتب دخترانه بکلی مسدود و مکاتب پسرانه نیز مورد تهدید قرار گرفته است. چهار مکتب دخترانه در شهر غزنی مسدود گردیده و در سایر مکاتب نیز تعداد دانش اموزان در یک کلاس از ۶۰ نفر به ۱۲ نفر تقلیل یافته است. تداوم این حالت بار آورنده فاجعه برای کشوری محسوب می گردد که بیش از هشتاد فیصد نفوس ان بی سواد هستتند. حکومت افغانستان نیز گویا با اندیشه های طالبانی موافق اند وهیچ گونه واکنشی در جهت بهبودی این وضع از خود نشان نمی دهد. تنها واکنشی که از طرف مقامات حکومتی در زمینه اتخاذ می گردد٬ اعمار مکاتب جدید در مناطقی است که مکتب به اتش کشیده شده است که این تدابیر غلط خود بر عمق فاجعه افزوده است. نیرو های امنیتی افغانستان که جزء حکومت فاسد افغانستان می باشد نیز در زمنیه سکوت نموده است و گویا که انها نیز در سابق طالب بوده و با اندیشه های طالبانی و در لباس های ادم های دموکرات پست های دولتی را اشغال نموده است که من شخصاْ به این نظر باورمندی کامل دارم. امروز در افغانستان مسئولیت دفاع از وطن به دوش کسی سپرده شده که درست چند سال قبل با تحریک ای اس ای پاکستان کشور را به توپ و تانگ می بست. عبدالرحمن٬ کرزی٬ ملاعمر٬ سیاف٬ عبدالرحیم وردک وکریم خرم تافته های جدابافته نیستند. اندیشه های یک انسان هیچگاهی با تغیر موقف و تغیر لباس تغیر نمی کند. بیسواد نگهداشتن مردم و بومی نگهداشتن فرهنگ اندیشه های است که بازتاب چندصد ساله در افغانستان دارد و هرگونه فشار در راستای محو این گونه اندیشه ها منجر به ترور٬ انتحار٬ انفجار٬ قتل و اختطاف می گردد. که ما هرروز شاهد این هستیم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: justify;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-4629212603992270992?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://ghaznin.blogfa.com/post-4.aspx' title='چالش های فرا روی معارف در کشور'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/4629212603992270992'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/4629212603992270992'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_4556.html' title='چالش های فرا روی معارف در کشور'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i44.tinypic.com/r19yrm_th.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-8944849041253281834</id><published>2009-10-14T14:41:00.003+02:00</published><updated>2009-10-29T16:01:51.588+01:00</updated><title type='text'>سهم بازسازی در بی ثباتی کشور</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: left" dir="ltr" trbidi="on"&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center; CLEAR: both" class="separator"&gt;&lt;a style="MARGIN-BOTTOM: 1em; FLOAT: left; CLEAR: left; MARGIN-RIGHT: 1em; cssfloat: left" href="http://i43.tinypic.com/rrp386.jpg" imageanchor="1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img border="0" src="http://i43.tinypic.com/rrp386.jpg" width="320" height="215" vr="true" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;با مطالعه تاریخ مملو از حوادث افغانستان در می یابیم که این کشور به لحاظ موقعیت سوق الجیشی و یا استراتیژیک همواره یا بصورت مستقیم مورد تهاجم استثمارگران شرق وغرب قرار گرفته و یا با مداخله غیرمستقیم انها به میدان خانه جنگی ها و نفاق مبدل گردیده و هست و بود این کشور به تاراج رفته است. نخبه نما های فرزانه افغانستان از دیر بازی تا کنون بعنوان مهره های سیاست های ضد بشری این استثمارگران نقش بسی ارزنده را در تحقق اهداف انان در کشور بازی نموده که دست اورد های ناشی از اینگونه بازی ها را میتوان: بیسوادی، فقر، ویرانی و میلیون ها کشته و مهاجر قلمداد کرد. در طول بیشتر از دودهه اخیر که این مهره ها از حد نهایی تلاش به منظور پیروزی کشور بازی کننده خود، در این میدان استفاده نمودند، نتیجه ان شد که افغانستان و جهانیان دردناک ترین فاجعه ای ضد بشری را در کشور به نظاره نشستند.&lt;br /&gt;کنفرانس تاریخی بن المان به تازگی صفحه جدیدی در تاریخ افغانستان گشوده بود و برای اولین بار رهبران جهادی افغانستان کنارهم امده٫ دست به دست هم دادند و در حضور جامعه جهانی تعهد کردند که دست از خرابی و ویرانی کشور برداشته٬ همگام و همانند با سایر کشور های جهان در راستای انکشاف و ترقی قدم بگذارند. این واقعه تاریخی به مردم رنجدیده افغانستان امید آنرا داد که جامعه جهانی و رهبران جهادی به بنیاد گرائی٬فقر ٬ جهالت٬ و تعصب و هم چنان به قتل و کشتار نقطه پایان گذاشته و گام های مثمری در جهت بهبود وضعیت امنیتی و معیشتی انان برداشته شود. بعداز تشکیل اداره موقت و در اثنای دولت انتقالی و ضعیت روز بروز بصورت تدریجی بهبودی حاصل می نمود و هر روز مردم افغانستان تازه تر از دیروز بوده وارام تر از دیروز احساس می نمود تا اینکه مردم به پای صندوق های رای رفتند و بحیث تاریخی ترین روز و تاریخی ترین واقعه در تاریخ بیش از چند صد سال حکومت دیکتاتوری افغانستان رای شان را به صندوق ها ریختند و ریس دولت نوپای افغانستان را تحت شعار و پرچم دموکراسی و بصورت دموکراتیک انتخاب نمودند. گرچند گمانه زنی ها بیشتر بیانگر حضور کمرنگ مردم در انتخابات بود ولی برعکس مردم با اشتیاق زیاد حضور و دلگرمی خویش را به انتخابات و آینده افغانستان به نمایش گذاشتند. کاندیدان هریک به نوبه خود شعار های دموکراتیک ترقی و انکشاف متوازن٬ عدالت اجتماعی را سر می دادند و برای تامین وحدت ملی گلو ها پاره می کردند. سر انجام پس از شمارش اراء رئیس دولت منتخب افغانستان قدرت سیاسی را بدست گرفت و مردم به انتظاره جامه عمل پوشاندن تعهدات و شعار های اقای رئیس جمهور روز ها٬ ماها و سالها را به سر رساندند ولی بعد از ان همه انتظاری افسوس خورند که برای تشکیل یک حکومت فاسد و و بی ظرفیت رای داده اند که تداوم بخش همان حکومت های دیکتاتوری و استبدادی گذشته افغانستان بوده و ان شعار ها جز صحنه های سراب چیزی بیش نبوده است. امنیت سرتاسری نه تنها اینکه تامین نگردید بلکه هفتاد در صد خاک افغانستان از تحت اداره فاسد حکومت افغانستان خارج گردید و در سی فیصد باقیمانده ان نیز مردم با بی اطمینانی کامل شب را به روز و روز را به شب می رساند. به بنیاد گرایی٬ جهالت و تعصب نه تنها اینکه نقطه پایان گذاشته نشده بلکه با همکاری حکومت دموکراتیک و انتخابی روز برزو شدت بیشتر گرفته است. انتهار٬ انفجار٬ ادم ربائی٬ تچاوزارت جنسی٬ سرقت های مسلحانه٬ ترافیک مواد مخدر٬ قاچاق اطفال و خرید و فروش پست های دولتی همه از دست اورد های شگفت انگیز حکومت خائین و بی ظرفیت افغانستان است. طعم نمکین فساد اداری دست اندر کاران امور را هر روز تشنه تر ساخته و دولت را در چنان منجلابی انداخته که بیرون امدن ازآن معجزه می خواهد. تجاوز کوچی ها بالای مناطق بهسود٬ قتل و کشتار مردم کوچی و ده٬ اواره گی های مردم ده نشین و به اتش کشیده شدن خانه ها نشانه از تعهد اقای رئیس جمهور در راستای تحقق وحدت ملی است. تاریخ افغانستان بخوبی بیانگر این موضوع است که نسل ها بخاطر تامین وحدت ملی قتل عام و میلیون ها انسان اواره گردیده اند ولی اقای ریئس جمهور بخاطر حفظ قدرت سیاسی چند روزه خود تحت شعار دموکراسی اغاز جنگی را اساس گذاشته است که همان تداوم جنگ های چند صد ساله بین اقوام افغانستان بحساب می اید. شعار های انکشاف متوازن و عدالت اجتماعی دولت افغانستان بر دو پیش فرض استوار است: در صورتیکه ساحه تحت انکشاف را مناطق چون قندهار٬ زابل٬ هلمند٬ جلال اباد و ... فرض کنیم در این صورت دولت افغانستان به یگانه شعار خود یعنی انکشاف متوازن جامه عمل پوشانده است و هرگاهی ساحه تحت انکشاف را تمام ولایات افغانستان بدون در نظر داشت تعلقات قومی٬ زبانی و مذهبی در نظر بگیریم انیجاست که فساد در دستگاه دولت متعصب افغانستان واضح گردیده و هیچ تفاوت بین دولت دموکراتیک و انتخابی فعلی و پادشاهی های استبدادی چند صد ساله نیاکان اقای رئیس جمهور به مشاهده نمی رسد. سالانه میلیارد ها دالر جامعه جهانی به دولت افغانستان کمک می نماید ولی شرم اور است که مردم در مناطق مرکزی افغانستان هنوز هم در مغاره های کوه زندگی می نمایند٬ هنوز هم در این مناطق در شش ماه فصل سرد مریضان محکوم به مرگ شده است و هنوز هم سازمان غذایی جهان هر سال پیش از فصل سرما هشدار می دهد که در مناطق مرکزی افغانستان میلیون ها انسان با خطر قحطی و گرسنگی رو برو اند. جامعه جهانی مخصوصاْ سر دمداران قدرت جهانی بیشترین قسمت کمک ها را به مناطقی به مصرف می رساند که نا امن محسوب می گردد. آنهم به منظور حفظ و تعدام حضور شان در افغانستان٬ و حکومت فاشیست افغانستان نیز به منظور جلب کمک و بازسازی مناطق مورد نظر شان ساحه را نا امن نگه داشته و از این کمک ها استفاده می نمایند غافل از اینکه جلب این پول ها به قیمت جان صدها انسان بیگناه و واواره شدن هزاران خوانواده از مناطق شان می گردد. چندی قبل غیرت افغانی اقای رئیس جمهور به جوش امده و به بهانه تامین امنیت هرچه بیشتر مسئولیت سازمان دهی بازسازی و اهدای کمک به مناطق نا امن نظیر قندهار٬ زابل٬ هلمند٬ پکتیا٬ خوست و .. را شخصا بدوش گرفت تا هرچه بیشتر به اهداف فاشیستی خویش نائل اید. در حالیکه سایر مناطق افغانستان به دلیل امن بوده و یا تامین بودن امنیت از نیاز به بازسازی و انکشاف از سوی دولت و جامعه جهانی معاف و مستثنی قرار داده شده است. بطور نمونه قیر ریزی سرک میدان وردک الی بامیان اولین شعار رئیس جمهور در جهت بازسازی مناطق کوهستانی و سرد مرکزی افغانستان بود٬ با انکه بودجه ان نیز از سوی بانک جهانی سال های قبل تعهد گردید مگر به دلیل نا امن بودن چند کیلو متر ان در در ولایت میدان وردک هرسال کار ان از سوی دولت به تعویق انداخته می شود ولی در نا امن ترین مناطق افغانستان نظیر مرکز ولایت هلمند و امثال ان سرک ها قیر ریزی می گردد و هیچ مشکل امنیتی وجود ندارد٬ این معمای است که در ان حیثیت مردم از سوی دولت فاسد و فاشیست افغانستان و جامعه جهانی به مسخره گرفته شده است. بدین معنی که مناطق مرکزی افغانستان به جرم امن بودن وبه جرم پایبندی به تعهدات بین المللی مخصوصاْ معاهده بن محکوم به فراموشی گردیده است. شواهد نشان می دهد که جامعه جهانی در ازای هر خارجی کشته شده در مناطق جنوبی افغانستان میلیون ها دالر در ان مناطق برای بازسازی به مصرف رسانده است و تداوم این ستراتیژی غلط منجر به نا امن شدن امن ترین مناطق افغانستان خواهد گردید.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اگرسیاست های جامعه جهانی و دولت افغانستان در جهت بازسازی و تامین عدالت تغیر ننماید، ناخن صبر مردم ستمدیده افغانستان در زیر نیش اینگونه رویکردهای خصمانه تاب تحمل را از دست داده و دولت وجامعه جهانی درارام ترین مناطق کشور نیز باچالش مواجه خواهد شد. زیرا تجربه در سایر مناطق نشان داده که نام امن بودن منطقه پوشش خوبی بوده برای بازسازی و جلب کمک و نا امنی هم توجیهی احمقانه برای تداوم این کار. ولی دیگر به هیچ عنوان مردم افغانستان نا امنی را توجیهی برای بی عدالتی وظلم نمی پذیرد &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="BORDER-BOTTOM: medium none; TEXT-ALIGN: center; BORDER-LEFT: medium none; CLEAR: both; BORDER-TOP: medium none; BORDER-RIGHT: medium none" class="separator"&gt;&lt;a style="MARGIN-BOTTOM: 1em; FLOAT: left; CLEAR: left; MARGIN-RIGHT: 1em; cssfloat: left" href="http://i25.tinypic.com/2upbsdl.jpg" imageanchor="1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img border="0" src="http://i25.tinypic.com/2upbsdl.jpg" width="640" height="445" vr="true" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-8944849041253281834?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://ghaznin.blogfa.com/8702.aspx' title='سهم بازسازی در بی ثباتی کشور'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/8944849041253281834'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/8944849041253281834'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_14.html' title='سهم بازسازی در بی ثباتی کشور'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i43.tinypic.com/rrp386_th.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3181156151867156397.post-2302389606210081780</id><published>2009-10-14T14:37:00.001+02:00</published><updated>2009-10-29T15:42:05.582+01:00</updated><title type='text'>بحران فقر در کشور</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: left" dir="ltr" trbidi="on"&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right" dir="rtl"&gt;&lt;a style="MARGIN-BOTTOM: 1em; FLOAT: left; CLEAR: left; MARGIN-RIGHT: 1em; cssfloat: left" href="http://i43.tinypic.com/5x1wt5.jpg" imageanchor="1"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img border="0" src="http://i43.tinypic.com/5x1wt5.jpg" width="320" height="243" vr="true" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;قلت منابع و امکانات در روی کره زمین، بشر را وادار به تقلا در جهت نائیل امدن به تامین حد اعظمی احتیاجات زندگی نموده است. این موضوع باعث به میان امدن تفاوت های طبقاتی گردیده و انسان ها را از لحاظ دسترسی به وسایل وامکانات معیشتی به طبقات چون متمویل، متوسط و فقیر تقسیم نموده که در بعضی مواقع این تفاوت ها اندک ولی گاه گاهی به حد اعظمی خود رسیده است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="BORDER-BOTTOM: medium none; TEXT-ALIGN: justify; BORDER-LEFT: medium none; BORDER-TOP: medium none; BORDER-RIGHT: medium none" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پدیده فقر و یا عدم دسترسی به وسایل معیشتی، ریشه در تاریخ بشریت داشته و در هر زمان و مکان به وضوح محسوس است. این پدیده به دلائیلی چون دیترمینیسم جغرافیای، جنگ ها، بحرانات سیاسی و اقتصادی، تعصبات قومی و نژادی و گاهی هم مذهبی بر اقشاری از مردم تحمیل گردیده است. گرچند که پدیده فقر بعد از انقلاب صنعتی در اروپا بصورت روز افزون زندگی تعداد زیادی از افراد بشر را با دشواری ها ومشکلات مواجه ساخته است، ولی امروزه کشور های متعددی درجهان و در داخل این کشور ها گروه های بزرگی از ساکنین انها با این مشکل با وضعیت بسیار اسف باری دست و پنجه نرم نموده واین موضوع سازمان های جهانی را وادار به جستجوی راه حل ها در جهت از میان برداشتن این معضل نموده است. تا از مشکلات و پیامدهای بسیار وحشتناک ناشی از اثرات فقر، که امروزه در سراسر دنیا بیداد نموده و زندگی رقت بار و توان فرسای را بر این طبقه تحمیل نموده است، اندکی بکاهد. با وجودیکه در گذشته ها سازمان های جهانی به نیت از بین بردن پدیده فقر و بعنوان کمک های بشر دوستانه تلاش های فراوانی به خرچ داده، ولی نه تنها اینکه این کمک های عمدتاً مالی، باعث کاهش فقر نگردیده، بلکه سبب افزایش و ریشه دار نمودن این پدیده در جهان گردیده است. زیرا از یک طرف توزیع غدا که راه کار عمده این سازمان های جهانی بوده نه تنها اینکه فقر را کاهش نداده، بلکه باعث افزایش فقر گردیده است و از طرف دیگر همزمان با ارائه کمک های شان نظریات سیاسی شان را نیز بر این کشور ها تحمیل نموده و سبب بحرانات سیاسی در این کشورها گردیده که امروزه ما شاهد گرسنگی تعدادی کثیری از مردم در کشور های فقیر عمدتاً افریقایی و اسیایی هستیم که تعدادی هم به منظور امرار حیات، به کارهای بسیار شاقه تن داده و بحیث وسیله همیشه در خدمت گروه های خاص مافیایی قرار گرفته و از انها در تجارت های جنسی، قطع و فروش اعضای بدن، عملیات انتهاری، کارهای فزیکی طاقت فرسا و غیره اعمال غیر انسانی استفاده صورت می گیرد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="BORDER-BOTTOM: medium none; TEXT-ALIGN: justify; BORDER-LEFT: medium none; BORDER-TOP: medium none; BORDER-RIGHT: medium none" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;افغانستان کشوری است که در طول تاریخ همواره جنگ ها و بحرانات سیاسی را تجربه نموده و مردم این سرزمین بیشترین اسیب های اقتصادی را از این بحرانات پذیرفته است. از اوان تأسس حکومت در افغانستان تا مراحل بعدی وایجاد دولت، بار فقر مدام برشانه های مردم فقیر این مرز و بوم سنگینی نموده و این پدیده در مدت زمان متذکره سیر سریع صعودی خودرا پیموده و امروز هم با سرعت سر سام اوری در حالت افزایش بوده و زندگی را بکام شهروندان این کشور تلخ و با گذشت هرروز تلخ تر می سازد. رویا های مردم مظلوم این مرز و بوم که همانا بدست اوردن لقمه نان و جرعه آبی در فضای عاری از قتل عام، ظلم وستم، تاراج و ویرانگری، دود باروت و صدای رگبار مسلسل ها، وحشت و بیمی از قحطی و... ولو با زحمات و کارهای جسمی طاقت فرسا ولی در گوشه وطن بدور از تحقیر وتوهین بیگانگان، هرگز به حقیقت نپیوست که روز بروز به یاس و نومیدی مبدل گردید. عامل عمده فقر در کشور در گذشته ها سیستم های نا کار امد حکومتی و در راس ان پادشاهان خودکامه و مستبدی که مدام اتش نفاق و تعصب درچهره هایشان موج زده و جز عیاشی وخوش گزرانی به چیزی هم فکر نمی کردند و بیش از قرن ها به منظور حفظ قدرت، ملت را در جهل، فقر و بدبختی نگه داشتند. ولی امروز دولتمردان سیاسی گونه افغانستان که با هزاران نیرنگ وعده های دروغین شان را بر مردم قبولاندند و بر اریکه های قدرت تکیه زدند، به مافیایی مبدل شده اند که بیم ان می رود تا اخرین قطره خون ملت را نیزمکیده و راه سرزمین های اباد باداران شان را در پیش گرفته و با خاطر ارام به تفرج بپردازند، همچنان که در گذشته ها کردند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="BORDER-BOTTOM: medium none; TEXT-ALIGN: justify; BORDER-LEFT: medium none; BORDER-TOP: medium none; BORDER-RIGHT: medium none" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در شرایط کنونی که حلقه ثبات وامنیت روز بروز تنگ تر می گردد و از طرفی هم کلیه زمین های زراعتی در کشور به کشت و تولید مواد مخدر اختصاص داده شده و از عاید هنگفت ناشی از قاچاق ان تروریستان به منظور از بین بردن ثبات و امنیت استفاده می نمایند، تولید مواد غذایی را درکشور به بن بست مواجه ساخته و توام با ان، هرگاه عوامل چون افزایش سرسام اور قیمت های مواد غذایی ناشی از احتکارات گروه های مافیایی که قبلاً مشخص گردید و سیاست بازی های خصمانه همسایگان نیک، رشد سرسام اور بیکاری و اخراج مهاجرین از کشورهای خارج، در نظر گرفته شود، ملت را وحشت و نگرانی از یک قحطی نظیر گذشته ها فراگرفته است. زیرا امروزه نیز مردم از فرط گرسنگی به خوردن علف ها رو اروده است و بعید نیست که کاسه صبر ملت لبریز شده همچنانیکه عدۀ از فرط فقر دست به انتهار زده و ثبات کشور را به چالش مواجه ساخته است،چالش مهار ناشدنی و جدی تری دیگر را در پهلوی موضوع امنیتی برای دولتمردان ایجاد نموده و ثبات کشور را برهم بزنند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="BORDER-BOTTOM: medium none; TEXT-ALIGN: justify; BORDER-LEFT: medium none; CLEAR: both; BORDER-TOP: medium none; BORDER-RIGHT: medium none" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;هرچند دولت در مقابل افزایش قیمت های مواد غذایی عکس العمل نشان داده و مبلغ پنجاه میلیون دالر برای خرید مواد غذایی از کشور های خارجی اختصاص داده است. اما اگر فرض بداریم که این پول از حیف ومیل ها محفوظ مانده و با ان مواد غذایی از خارج وارد کشور گردد، نوش داروی پس از مرگ سهراب خواهد بود، زیرا با عملکرد مسئولین دولتی وقت کافی را در بر خواهد گرفت تا این مواد داخل کشور گردیده وبالای نرخ ها تاثیر وارد نماید. و از طرفی هم آیا دولت برای همیشه پنجاه میلیون دالر خواهد داشت تا نرخ های مواد غذایی را کنترول نماید؟ با در نظرداشت انیکه هفت سال از تشکیل دولت کنونی می گذرد، تاهنوز در قسمت احیا و انکشاف سکتور زراعت جز رشد تولید مواد مخدر هیچ کاری صورت نگرفته است. با انکه اب های فراوان، زمین های قابل زرع فراوان و نیروی کار بیشتر از فراوان در کشور وجود دارد، اما عملاً بیکاری و قلت مواد غذایی در کشور بحران افریده است. اگر با مدیریت درست و استراتیژی دقیق برای تنظیم فعالیت های زراعتی طرح ریزی و از کشت مواد مخدر جلوگیری صورت گیرد، هم بحران بیکاری و قحطی در کشور خاتمه خواهد یافت و هم دقیقاً باعث پایداری وثبات در کشور خواهد گردید. و مطمئناً که رویا های ملت افغانستان به حقیقت خواهد پیوست و از شدت فقر در کشور هیچ والدینی فرزندانشان را نخواهند فروخت.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3181156151867156397-2302389606210081780?l=fanoos1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://ghaznin.blogfa.com/8612.aspx' title='بحران فقر در کشور'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/2302389606210081780'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3181156151867156397/posts/default/2302389606210081780'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://fanoos1.blogspot.com/2009/10/blog-post_29.html' title='بحران فقر در کشور'/><author><name>حبیب حسینی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/07600762144968284418</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i43.tinypic.com/5x1wt5_th.jpg' height='72' width='72'/></entry></feed>
